-الف : الگوی نوسازی ………………………………………………………………………………………….46
-ب: الگوی انتقادی ………………………………………………………………………………………………50
-ج: الگوی رهایی بخش ……………………………………………………………………………………….52
-د : الگوی توانمند سازی ……………………………………………………………………………………..54
مفهوم توسعه سیاسی …………………………………………………………………………………………….55
تعریف توسعه سیاسی …………………………………………………………………………………………..55
شاخص های توسعه سیاسی ………………………………………………………………………………….59
الف :اعتماد سیاسی ………………………………………………………………………………………………61
ب : فرهنگ سیاسی ……………………………………………………………………………………………..63
ج : مشروعیت سیاسی ………………………………………………………………………………………….67
د : مشارکت سیاسی ……………………………………………………………………………………………..68
بخش سوم- توسعه سیاسی در کشورهای جهان سوم و افغانستان، نظریه های ارتباطی و نقش تلویزیون در فرایند توسعه سیاسی ……………………………………………………………………….. 65
ارتباطات و توسعه سیاسی ……………………………………………………………………………………71
توسعه سیاسی در کشورهای جهان سوم …………………………………………………………………75
توسعه سیاسی در افغانستان …………………………………………………………………………………..77
موانع توسعه سیاسی در افغانستان ……………………………………………………………………………83
مخاطبان و رسانه ها………………………………………………………………………………………………77
نظریه استفاده و رضامندی ………………………………………………………………………………………87
ریشه های نظریه استفاده و رضامند ی …………………………………………………………………….88
نیازها و انگیزه ها ………………………………………………………………………………………………….90
استفاده و رضامندی در کارزار انتخاباتی ………………………………………………………………….93
مزایای نظریه استفاده و رضامندی …………………………………………………………………………..94
نظریه سرمایه فرهنگی ………………………………………………………………………………………….95
حالت های سرمایه فرهنگی …………………………………………………………………………………..97
بخش چهارم-چارچوب نظری تحقیق………………………………………………………………….102
سوالات تحقیق ………………………………………………………………………………………………….106
فرضیه های تحقیق ……………………………………………………………………………………………..107
فصل سوم ………………………………………………………………………………………………………..108
روش تحقیق و تعریف متغیرها……………………………………………………………………………..109
جامعه آماری …………………………………………………………………………………………………….110
روش نمونه گیری ……………………………………………………………………………………………..110

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

حجم نمونه ……………………………………………………………………………………………………….111
واحد تحلیل ………………………………………………………………………………………………………113
ابزار پژوهش ……………………………………………………………………………………………………. 113
روش جمع آوری داده ها …………………………………………………………………………………….113
فنون تجزیه و تحلیل داده ها ……………………………………………………………………………… 114
تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای مستقل …………………………………………………………….114
تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای وابسته ……………………………………………………………. 115
روایی ابزار تحقیق ……………………………………………………………………………………………. 124
پایایی ابزار تحقیق ……………………………………………………………………………………………. 124
محدویت ها و مشکلات پژوهش ………………………………………………………………………. 125
فصل چهارم ………………………………………………………………………………………………….. 127
بررسی یافته های تحقیق …………………………………………………………………………………. 128
بخش اول- توصیف یافته ها ………………………………………………………………………….. 128
بخش دوم- بررسی رابطه بین متغیرها …………………………………………………………………..150
فصل پنجم …………………………………………………………………………………………………….. 164
خلاصه و نتیجه گیری ………………………………………………………………………………………165
محدویت ها و مشکلات پژوهش ………………………………………………………………………… 170
پیشنهادات تحقیق ……………………………………………………………………………………………… 170
منابع و ماخذ ……………………………………………………………………………………………………. 172
ضمائم ……………………………………………………………………………………………………………..172
فصل اول

کلیات پژوهش
مقدمه
امروزه تلویزیون به علت گستردگی و همگانی بودن آن جزیی جدایی ناپذیر از زندگی ما شده است و بدون شک اگر این ابزارنبود شاید جهان و زندگی مردم چنین نبود و مهم تر اینکه چنین پیشرفت هایی شاید صورت نمی گرفت. تماشای تلویزیون امروز جزیی از زندگی عادی مردم شده است و تلویزیون به عنوان منبعی از اطلاعات، آگاهی و آموزش و سرگرمی های لذت بخش و آرام بخش پذیرفته شده است (امه دور، 1374: 2). امروزه نمی توان منکر تأثیر تلویزیون بر روند زندگی عادی مردم شد، تلویزیون جزیی از وسایل ضروری خانه در آمده است و در خانواده ها سعی می شود که بعضی از فعالیتهای گروهی خانواده با برنامه های تلویزیونی مشخصی هماهنگ گردد، تلویزیون بر زندگی روزانه مردم نیز تأثیر زیادی گذاشته است زیرا بسیاری از مردم فعالیتهای دیگر را پیرامون برنامه های تلویزیونی معینی هماهنگ می کنند(اعزازی،1373: 12). به طور مثال صرف شام را با شروع یک برنامه محبوب خانوادگی در افغانستان مثال زد که خانواده ها سعی دارند شام خود را همراه با تماشای یک برنامه محبوب خانوادگی صرف کنند که نشان می دهد تلویزیون نقش زیادی در زندگی روزمره مردم افغانستان دارد. از سوی دیگر می توان گفت که تلویزیون یک کالای مصرفی است که در بازار خریداری می شود و با توجه به مدل، اندازه و ویژگی های خاص آن می تواند به عنوان شاخص وضعیت و رفاه خریدار و مصرف کننده آن نیز در نظر گرفته شود.
گزارش کمیسیون « مک براید» سازمان یونسکو اذعان دارد که پیدایش تلویزیون رویداد بسیار جالبی بوده است و شاید این وسیله بهتر از هر یک از رسانه های جمعی دیگر پیشرفت هایی را که در امر ارتباط پدید آمده در خود خلاصه می کند(مک براید،1369: 89). در واقع تلویزیون جامع ترین و جذاب ترین وسیلۀ ارتباطی است که نه تنها امکان حضور و پخش آن در همه جا، بلکه ماهیت آن نیز اهمیت دارد. قابلیت های تکنولوژیک تلویزیون چنان است که این رسانه می تواند در مقایسه با سایر رسانه ها محتوایی نزدیک تر به زندگی واقعی ارائه نماید، در نتیجه همین توان فوق العاده تلویزیون در به نمایش گذاردن محتوای شبیه زندگی واقعی است که بیش از سایر رسانه ها توانسته است جای خود را در میان مخاطبان باز نماید. از نظر مک لوهان تصویر تلویزیونی تماشاگر را با تمام وجود به مشارکت بر می انگیزد، به همین جهت وی تماشای تلویزیون را با حس لامسه مقایسه کرده است، گویی تماشاگر، صفحه تلویزیون را با چشمان خود لمس می کند(کازنو،1364: 47).
پس از اشاعه سریع تلویزیون در دهۀ 1950 میلادی اکثر سیاستمداران جهان راه موفقیت در سیاست را در درون تلویزیون دانسته و تلاش کردند از طریق تلویزیون به تبلیغ سیاسی بپردازند.
تلویزیون به عنوان یک رسانه، پدیدۀ قرن اخیر است و از قدمت این رسانه در مقایسه با رسانه‌های مکتوب (نشریه‌ها و روزنامه‌ها که از اواسط قرن هفدهم میلادی پدید آمدند ) مدت زیادی نمی گذرد، اما این رسانه بزودی به رسانه ‌ای مهم تبدیل گردید و به این ترتیب نقش فعالی را در برجسته کردن موضوعات سیاسی و اجتماعی برای مخاطبان میلیونی خود بر عهده داشته است. تلویزیون با استعداد بالقوه آموزش سمعی و بصری، تأثیر و نفوذ اجتماعی در سطح وسیع، استعداد بالقوه‌ای را در ایجاد وحدت ملی، ارسال اخبار، امور عمومی و سرگرمی دارد. با توجه به موضوعات مطرح شده و اهمیت ویژه تلویزیون به بررسی نقش تلویزیون در جامعه افغانستان پرداخته ایم و اینکه تلویزیون در جامعه و خصوصا در میان دانشجویان این کشور از چه جایگاهی برخوردار است .
طرح مسئله
در افغانستان از زمان تاسیس تلویزیون زمان زیادی نمی‌گذرد ، در زمان “محمد داوود” اولین رئیس جمهوری این کشور در سال 1357‬ خورشیدی نخستین ایستگاه تلویزیونی در شهر کابل راه‌اندازی شد.فرستندۀ این ایستگاه تلویزیونی را کشور ژاپن اهدا کرد. تلویزیون در ابتدا یک ساعت در روز برنامه داشت که به مرور ایام بر میزان برنامه های آن افزوده شد ( دولت آبادی، 1387 : 663). در ابتدا این رسانه عمومی نبود و تنها سرمایه داران و افراد نزدیک به حکومت می توانستند از آن استفاده کنند زیرا گیرنده آن کمیاب و گران بود و از سویی قدرت امواج آن بسیار ضعیف بود، بعداً بر اثر تقویت فرستندها و کاهش قیمت گیرنده ها مردم پایتخت به تماشای این جعبه جادویی پرداختند. راه‌اندازی تلویزیون در افغانستان به علت ساختار فرهنگی و سیاسی که در جامعه حاکم بود، به بنگاه تبلیغاتی دولت تبدیل شد و این روند بعد از حکومت محمد داود با شدت بیشتری ادامه یافت و برنامه‌ریزی‌ها و ادارۀ تلویزیون منحصرا در اختیار دولت قرار گرفت. در دوره حکومت های طرفدار اتحاد جماهیر شوروی سابق این سیاست ادامه یافت. با روی کار آمدن رژیم طالبان در سال 1374 تلویزیون عملا در افغانستان از میان رفت، اما با سقوط رژیم طالبان در سال ۱۳۸۰‬خورشیدی، تلویزیون بار دیگر فعال شد ( دولت آبادی،1387 : 663). در این سالها بود که تلویزیون های خصوصی یکی پی دیگری به وجود آمد و در حال حاضر بیش از بیست شبکۀ تلویزیونی خصوصی در افغانستان فعالیت می کنند که در مقایسه با شبکه های دولتی از مخاطبان زیادتری برخوردار اند، در میان رسانه های موجود در افغانستان طبق تحقیقی که توسط خانم مژگان مصطفوی صورت گرفته است تلویزیون بیشترین مخاطب را از میان سایر رسانه ها داشته و میزان تأثیر گذاری آن نیز زیاد بوده است، به نظر می رسد امروزه تلویزیون های خصوصی در افغانستان در تحولات سیاسی نقش عمده ایی را بازی می کنند و توانسته اند در مدت کمی از آغاز فعالیتشان از محبوبیت و اعتماد فراوانی در میان مردم برخوردار شده و تلویزیون دولتی را در تمامی عرصه ها به مبارزه بطلبند.‬‬ به نظر می رسد با افزایش تعداد شبکه های خصوصی تلویزیون در افغانستان این شبکه ها نقش موثری در روند توسعۀ سیاسی افغانستان داشته اند، آنها به طور مشخص در دوره انتخابات، چه انتخابات ریاست جمهوری و چه انتخابات پارلمانی، نقش موثری را در کشاندن مردم به پای صندوق های رأی بازی کرده اند و نمی توان نقش آنها را در افزایش آگاهی های سیاسی جامعه نادیده گرفت، افغانستان امروزی را نمی توان بدون تلویزیون های خصوصی تصور کرد، در زمانی که تلویزیون دولتی قادر نبود که بتواند اکثریت جامعه افغانستان را تحت پوشش برنامه های خود قرار بدهد این تلویزیونهای خصوصی بودند که بسرعت وارد میدان شدند و در روند اطلاع رسانی موثر واقع شدند.
به نوشته سایت بی. بی. سی1 تا سال 2010 میلادی بیست شبکه تلویزیون خصوصی مجوز فعالیت گرفته اند که بیشتر آنها نیز فعالیت خود را آغاز کرده اند که این تعداد در سطح منطقه کم نظیر است. این افزایش شبکه های تلویزیون های خصوصی در افغانستان به نظر می رسد که بر روند توسعۀ سیاسی در این کشور تأثیرات مثبت گذاشته است از این رو نگارنده در این تحقیق سعی نموده است که نگرش دانشجویان دانشگاه هرات را در مورد نقش تلویزیون های خصوصی در توسعۀ سیاسی افغانستان بررسی نماید. با توجه به این که سیاست مداران با توسعۀ تلویزیون سعی داشته اند که از این رسانه به نحو احسن در جهت پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده نمایند، در افغانستان نیز مردم شاهد هستند تعداد زیادی از شبکه های تلویزیون های خصوصی در این کشور از سوی سیاستمداران و سران احزاب سیاسی ایجاد شده اند که آنها با تاسیس این شبکه های تلویزیونی سعی دارند اهداف سیاسی خود را به پیش ببرند.با توجه به این که تلویزیون پر مخاطب ترین رسانه مدرن است و در تمامی دنیا هر ثانیه حجم عظیمی از اطلاعات توسط تلویزیون انتقال می یابد، در این پژوهش نگارنده سعی دارد تا به بررسی نقش شبکه های تلویزیون خصوصی در توسعۀ سیاسی افغانستان از دیدگاه دانشجویان دانشگاه هرات بپردازد و به این مسئله یا سوال پاسخ دهد که از نظر دانشجویان دانشگاه هرات شبکه های تلویزیونی خصوصی در توسعۀ سیاسی افغانستان از چه جایگاهی برخوردار هستند.
ضرورت و اهمیت موضوع :
نقش ارتباطات در روند توسعه کشورها را نمی توان نادیده گرفت، رسانه های جمعی در این میان نقش محوری را بر عهده دارند. عصر کنونی عصر اطلاعات نامیده شده است و اطلاعات امروز یکی از عوامل مهم توسعه به شمار می رود. قانون اساسی افغانستان آزادی اطلاعات و رسانه ها را به رسمیت شناخته و به نظر می رسد که دولت افغانستان نیز تلاش جدی دارد که از این آزادی حمایت نماید. در پناه قانون اساسی و حمایت دولت، افغانستان شاهد رشد قارچ گونه رسانه ها بوده است ، در این میان تلویزیون به علت اینکه می تواند مخاطبان فراوانی را جلب نماید از رشد قابل ملاحظه ای برخوردار شده است، رادیو و تلویزیون در جوامعی چون افغانستان که سطح سواد در آن بسیار پایین است می تواند نقش مهمی را بازی کند و در مقابل مطبوعات به علت سطح پایین سواد نمی تواند نقش مهمی را ایفا نماید از این رو فضا برای رادیو و تلویزیون کاملأ باز است و از میان این دو، تلویزیون به علت چند بعدی بودن نسبت به رادیو مخاطبان زیادتری را به سوی خود جلب می کند در نتیجه می تواند نقش موثری را در توسعۀ افغانستان داشته باشد، البته اگر به درستی و کار آمد به کار گرفته شود.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

شبکه های تلویزیونی خصوصی زیادی در افغانستان فعالیت می کنند و مردم افغانستان نیز از میان سایر رسانه ها وقت زیادتری را صرف تماشای این شبکه ها می کنند، لذا مطالعه و تحقیق در مورد این شبکه ها و مخاطبان آنها ما را در مسیر شناخت هر چه بیشتر چگونگی تأثیرات این شبکه ها کمک خواهد کرد، شبکه های تلویزیونی نقش مهمی در نگرش مردم نسبت به جامعه و تحولات سیاسی بازی می کنند و تبلیغات سیاسی که از طریق این شبکه ها صورت می گیرد تأثیر فراوانی در نگرش سیاسی مخاطبان دارد، از این رو می توان تلویزیون های خصوصی را از مهم ترین عوامل شکل گیری نگرش سیاسی و در نهایت رفتار سیاسی جامعه افغانستان دانست. همانطوری که اشاره شد اهمیت موضوع زمانی زیادتر می گردد که رهبران سیاسی افغانستان در جامعۀ چند قومی عمدتا با ایجاد یک شبکۀ تلویزیونی سعی در اشاعه افکار سیاسی خود دارند. از جانب دیگر نیز دولتهای ذینفع در نظام سیاسی افغانستان نیز به نحوی در تلاش هستند که حداقل با حمایت از یکی از این شبکه ها سعی در تثبیت برنامه های استراتژیک خود در افغانستان داشته باشند، با توجه به این مسائل بررسی نقش تلویزیون های خصوصی در جامعه ای چند قومی که تازه از بستر جنگ برخاسته است می تواند ما را در شناخت هر چه بیشتر نقش این شبکه ها در توسعه سیاسی یاری رساند. تلویزیون در کسب و حفظ قدرت سیاسی و ایجاد رابطه بین حکومت و مردم و تأثیرگذاری بر افکار عمومی نقش تعیین‌کننده‌ای دارد، به ویژه جایگاه خبری تلویزیون بسیار مهم است.
افغانستان کشوری است دارای منابع غنی زیر زمینی، اما توسعه نیافته، زیرا سالهای متمادی جنگ مانع آن شده است که مردم این کشور طعم پیشرفت و آبادانی را بچشند، رسانه ها با کارکردهای نوین خود در افغانستان یک پدیده جدید محسوب می شود، نخستین روزنامه افغانستان در سال 1252 خورشیدی انتشار یافت و اولین تلویزیون افغانستان در سال 1357 خورشیدی تاسیس گردید، اما این رسانه ها دولتی بوده اند و مردم آنها را نه به عنوان صدای خود بلکه صدای دولت می شناختند، در دوران طالبان نیز افغانستان کشوری بدون تصویر بود. بعد از سقوط طالبان رسانه ها با رویکرد جدید و با مالکیت های خصوصی به وجود آمدند.
پژوهش حاضر می تواند بر شناخت هر چه بیشتر تلویزیون در جامعه کمک نماید و نقش این رسانه را در روند توسعه کشور روشن تر نماید و از سویی می تواند خلاًهای پژوهشی که در این زمینه در افغانستان وجود دارد را پر نماید، زیرا تا کنون چنین پژوهش هایی در افغانستان خیلی کم صورت گرفته است.
هدف اصلی تحقیق :
با گسترش روز افزون شبکه های تلویزیونی خصوصی در افغانستان این مسئله مطرح می شود که این شبکه های تلویزیونی چه اندازه توانسته اند در توسعۀ سیاسی افغانستان نقش داشته باشند، بدین منظور پژوهش حاضر به شناسایی نگرش دانشجویان دانشگاه هرات در مورد نقش تلویزیونهای خصوصی مورد بررسی در توسعه سیاسی پرداخته است.
اهداف فرعی تحقیق :
در این تحقیق علاوه بر هدفی که در بالا ذکر شد به اهداف جزیی تری نیز پرداخته شده است که به صورت فهرست وار ارائه شده است :
اهداف فرعی این تحقیق عبارتند از :
1 – شناخت میزان استفاده دانشجویان دانشگاه هرات از شبکه های تلویزیون های خصوصی.
2- شناخت ویژگی های شبکه های تلویزیون های خصوصی مورد بررسی از نظر دانشجویان دانشگاه هرات.
3- شناخت میزان اعتماد دانشجویان دانشگاه هرات نسبت به شبکه های تلویزیون های خصوصی مورد بررسی.
4- شناخت میزان سرمایۀ فرهنگی دانشجویان دانشگاه هرات و رابطه آن با دیدگاه آنها نسبت به شبکه های تلویزیونی مورد بررسی.
فصل دوم
مباحث نظری
مقدمه
در مورد نقش ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی در توسعۀ سیاسی بحث های فراوانی صورت گرفته است و عموم محققان حوزۀ توسعه و رسانه ها به این امر باور دارند که نقش ارتباطات در توسعه خصوصا توسعۀ سیاسی را نمی توان در این عصر نادیده گرفت.
دراین فصل به بررسی منابع و مرور ادبیات نظری موضوع مورد مطالعه خواهیم پرداخت و به دنبال این هستیم تا مبانی نظری و چارچوب نظری مرتبط با موضوع تحقیق را بر اساس منابع و پژوهش های انجام شده مرتبط با موضوع تحقیق ارائه کنیم. از این رو، این فصل در پنج بخش تنظیم شده است که در بخش اول به تاریخچه مختصر افغانستان و سیر تاریخی تلویزیون در جهان و افغانستان پرداخته ایم و در فصل دوم به مفاهیم اصلی پژوهش مثل تحول و نقش تلویزیون و مفهوم توسعۀ سیاسی و توسعۀ سیاسی در افغانستان توجه شده است و در بخش سوم به نظریۀ های ارتباطاتی با تأکید بر توسعۀ سیاسی پرداخته شده است، بخش چهارم نیز مرور تجربی و پیشینه تحقیق این موضوع را در بر دارد و در نهایت در بخش پنجم چارچوب نظری موضوع تحقیق و سوالات و فرضیه های تحقیق بیان شده است.
بخش اول
تاریخ مختصر افغانستان
برای آشنایی مخاطبان، خصوصا مخاطبان ایرانی با کشور افغانستان تاریخ مختصری از افغانستان آورده شده است تا مخاطبان ایرانی آشنایی دقیق تری با کشور همسایه خود افغانستان پیدا کنند و این تاریخچه بنا به ضرورت آن آورده شده است.
کشور افغانستان که از نگاه جغرافیایی در مرکز قاره آسیا قرار گرفته است و به صورت یک چهار راه میان مناطق بزرگ این قاره قرار گرفته است و در جریان تاریخ همواره مورد تهاجم جهانگشایان قرار گرفته است. از جانب شمال افغانستان در فاصله ای تقریباً یکهزار و هفتصد کیلومتراز پامیر در شرق تا دهنه ذوالفقار در غرب با خاکهای تاجیکستان ، ازبکستان، ترکمنستان هم مرز است، در غرب آن کشور جمهوری اسلامی ایران و در جنوب و شرق آن کشور پاکستان قرار دارد در گوشه شمال شرق افغانستان در فاصله هفتاد و چهار کیلومتر با کشور چین هم مرز است. مساحت افغانستان 650000 کیلومتر مربع است. افغانستان یک کشور کوهستانی است و اقلیم افغانستان روی هم رفته خشک و بری است( فرهنگ، 1380 : 4 ).
قدیمی ترین نام افغانستان که از عهد اویستا ( هزارسال قبل از میلاد تا قرن پنجم میلادی ) بر این کشور اطلاق می شد آریانا بوده است، دومین نام نیز خراسان بوده است که بعد از قرن سوم میلادی کلمه خراسان که به معنای مشرق و مطلع آفتاب است از قرن پنجم تا قرن 19 میلادی بر این سرزمین اطلاق می شد، و در قرن 19 میلادی خراسان جای خود را به اسم تازه افغانستان داد، افغان نام قبایلی از اقوام پشتون افغانستان است که به تدریج این نام از این قبایل بر تمام این سرزمین اطلاق گردید(غبار، 1382 : ج 1 ، ص 10).
نخستین بار در سند قرارداد تجاری و سیاسی ایران و بریتانیا در سال 1801 میلادی (1215 خورشیدی) از افغانستان به عنوان کشور نام برده شده است. به استناد دائره المعارف آریانا برای نخستین بار در نامه نگاری های خارجی و معاهده های رسمی افغانستان “لرد اوکلند” فرمانروای بریتانیایی هندوستان در پاسخ به نامه “شاه شجاع ” پادشاه وقت افغانستان در سال 1838 میلادی نام افغانستان را در مورد سرزمین خراسان بزرگ به کار برده است ( دهقان، 1386: 153).
بر اساس آخرین بر آورد های بانک جهانی سازمان ملل متحد ، انجمن ملی جغرافیای بریتانیا و پایگاه اطلاع رسانی ایالات متحده آمریکا، افغانستان نزدیک به 25 میلیون جمعیت دارد و وزارت اقتصاد افغانستان در زمستان 2005 (1385) جمعیت کشور را بیشتر از 23 میلیون میلیون نفر بر آورد کرد، این آمار در حالی است که تاکنون در افغانستان در سالهای اخیر آمار دقیقی از جمعیت واقعی کشور صورت نگرفته است و این کار دلایل فراوانی داشته است ( همان، 154). ترکیب نژادی افغانستان شامل چهار نژاد اصلی و پر جمعیت پشتون ، هزاره، تاجیک و ازبک است و اقلیت های ترکمن بلوچ و دیگر اقوام نیز در افغانستان زندگی می کنند در قانون اساسی افغانستان از 14 گروه قومی به عنوان ساکنان افغانستان نام برده شده است ، زبان رسمی افغانستان دری و پشتو است و دین اسلام نیز دین رسمی است. بیشتر ساکنان افغانستان را مسلمانان سنی مذهب تشکیل می دهند و شماری هندو ، یهودی و مسیحی نیز در افغانستان زندگی می کنند. شهر کابل پایتخت افغانستان بوده و به عنوان پرجمعیت ترین شهر نیز به شمار می رود. دیگر شهر های مهم افغانستان عبارتند از هرات، بلخ، قندهار، ننگرهار، و نوع حکومت جمهوری اسلامی است. سیستم اقتصاد افغانستان به عنوان یکی از فقیر ترین کشورهای جهان بر پایه کشاورزی استوار است، تولید خشخاش بزرگترین بخش کشاورزی در افغانستان را تشکیل می دهد. افغانستان دارای معادن بزرگ گاز، نفت، زغال سنگ، اورانیوم، مس، آهن … است که تاکنون به علت جنگهای پی در پی استخراج نشده است و در سالهای اخیر شماری از این معادن با کمک کشورهای خارجی در حال آماده شدن برای بهره برداری است. واحد پول افغانستان هم «افغانی» نام دارد.
تاریخ افغانستان در نیمه دوم قرن بیستم با هجوم خارجی ، جنگ داخلی و استبداد مذهبی گره خورده است، اتحاد جماهیر شوروی به بهانۀ کمک به رژیم تحت حمایت خویش در سال 1978 بر افغانستان هجوم آورد و چهارده سال به اشغال این کشور ادامه داد اما در نهایت در سال 1992 مجبور به خروج از افغانستان گردید. اتحاد جماهیر شوروی بعد از هفتاد سال در نهایت در سال 1989 از هم فرو پاشید که عده ای از تحلیلگران سیاسی به این باور هستند که یکی از علل فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی جنگ افغانستان بوده است. بعد از خروج ارتش اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان، این کشور در چنگال جنگهای داخلی گرفتار آمد و به مدت چند سال متمادی درگیر جنگهای داخلی بود. ظهور طالبان و جنگهای داخلی میان مجاهدین سابق که سالها در کنار یکدیگر بر علیه اشغال کشور جنگیده بودند فصل جدیدی از صحنه سیاسی افغانستان بود که در نهایت با پیروزی طالبان و شکست مجاهدین و بیرون راندن آنان از صحنه نظامی، سیاسی افغانستان پایان یافت، قدرت گرفتن طالبان و برداشت افراطی آنان از دین اسلام باعث شد که افغانستان محلی برای افراطیون مسلمان ناراضی از کشورهای خودشان مبدل شود و افغانستان به صورت پناهگاهی امن برای آن تبدیل شد.
حمله به برجهای دوقلوی سازمان جهانی تجارت در 11 سپتامبر 2001 نقطۀ عطفی در تاریخ افغانستان است که سبب شد دولت آمریکا طالبان را به علت تسلیم نکردن اسامه بن لادن به عنوان مظنون اصلی این حملات به این کشور سرنگون سازد. سپس با همکاری جامعه بین المللی ” کنفرانس بن ” در 5 سپتامبر همان سال در شهر “بن” کشور آلمان بر پا شد و افغان ها در زمینه ایجاد اداره موقت، برگزاری لوی جرگه اضطراری ( مجلس بزرگان ) برای انتخاب اداره انتقالی ، تنظیم قانون اساسی، برگزاری انتخابات سراسری ریاست جمهوری و پارلمانی و حضور نیروهای بین المللی با مجوز شورای امنیت و سازمان ملل متحد به تفاهم رسیدند. بدین گونه افغانستان زندگی تازه ای را از سر گرفت که از آن پس به دوره افغانستان نوین یاد می شود.
موافقتنامه بن” چارچوبی را برای جامعه جهانی طراحی کرده بود تا برای ایجاد حکومت قانونی در افغانستان همکاری کند. با تشکیل شورای ملی در سال 1384 خورشیدی روند بن پایان یافت ، و در ادامه “موافقتنامه لندن” در 31 ژانویه 2006 چارچوب جدیدی را برای جامعه بین المللی ارانه داد تا به تلاش دولت و جامعه افغانستان برای گام نهادن در راه توسعه و بازسازی کامل یاری رساند. “توافقنامه بن” جامعه جهانی را موظف نمود که بجای دولت نو تشکیل افغانستان، برای افغانستان برنامه ریزی کند، اما در “موافقتنامه لندن” و ارائه “استراتژی انکشاف ملی” توسط دولت افغانستان چنین شد که دیگر این دولت افغانستان بود که برای پیشبرد توسعه برنامه ریزی می کرد و “سند انکشاف ملی افغانستان” که در این کنفرانس ارائه شد بر این نکته تأکید داشت ( دهقان، 1386 : 155).در موافقتنامه لندن و سند استراتژی انکشاف ملی افغانستان برای توسعه افغانستان یک برنامه دراز مدت تا سال 2020 میلادی برنامه ریزی شده است که بر اساس این برنامه اهداف توسعه در افغانستان عبارتند از : فقر زدایی، فراهم آوردن آموزش ابتدایی، کاهش مرگ و میر کودکان، بهبود وضع بهداشتی ، ارتقای امنیت، تثبیت ساختار دموکراتیک، ایجاد جامعه مدنی، توجه به حقوق بشر، و… افغانستان در مسیر خود با موانع بسیاری مواجه است که می توان از وابستگی شدید به کمک های خارجی، پایین بودن سطح درآمد ملی، نبود زیر ساخت های اقتصادی، کمبود نیروی انسانی و متخصص و شکننده بودن وضع امنیتی نام برد.
پیشینه تحقیقات در مورد تلویزیون و توسعۀ سیاسی در جهان
پژوهش در زمینۀ رسانه های جمعی و مخاطبان آنها بویژه تلویزیون از پیشینۀ زیادی برخوردار نیست. یکی از نخستین موارد مخاطب پژوهی، نظر خواهی های بی. بی. سی بود که در سال 1931 انجام گرفت، بی. بی. سی برای بالا بردن کمیت و کیفیت برنامه های خود به طور روزانه شروع به ارزیابی مخاطبان رادیویی خود می کرد، این پژوهش ها را می توان اولین پژوهش ها در مورد رسانه های جمعی دانست.
یکی دیگر از مطالعات میدانی که در زمینه توسعه کشورها صورت گرفته است و در آن به نقش رسانه ها در توسعه نیز پرداخته شده است تحقیق جامع دانیل لرنر است. لرنر با همکاری گروهی دیگر از محققین که که از جانب « دفتر تحقیقات اجتماعی در آمریکا» اعزام شده بودند، 1600 نفر را در 6 کشور خاورمیانه در مورد چگونگی استفاده از وسایل ارتباط جمعی مورد تحقیق قرار دادند و به نتایج ذیل دست یافتند : اول اینکه رادیو و سینما به جلب افراد باسواد پرداخته و از این طریق موجبات تسریع در بروز دگرگونیهای اجتماعی را با خلق عقاید نو، بیداری سیاست و احتیاجات تازه فراهم آورده اند، دیگر اینکه بهره مندی از وسایل ارتباط جمعی موجب پیدایش شخصیت انتقالی گردیده است، به این معنی که توجه به حرکت و آینده نگری، سواد آموزی و شهر نشینی را مد نظر قرار می دهند. لرنر ملاحظه کرد که کسانی که وسایل ارتباط جمعی را پذیرا گشته اند، این ویژگی های شخصیت انتقالی در میان آنان بیشتر است.( رستمی، 1389: 142).
در ایران نیز پژوهش در باره مخاطبان رسانه های جمعی از سابقه زیادی برخوردار نیست، اما پیرامون این مقوله پژوهش های متعدد و متنوعی صورت گرفته است از جمله اولین پژوهش ها در این راستا می توان از نخستین نظر سنجی درباره تلویزیون اشاره کرد که در سال 1344 خورشیدی توسط کامبیز محیط محمودی
با عنوان « سنجش نظر دانش آموزان نسبت به دروسی که از تلویزیون پخش می شود » صورت گرفت، اشاره نمود.
تحقیق دیگری که در زمینه شبکه های تلویزیونی در ایران صورت گرفته است می توان به پایان نامه کارشناسی ارشد رشته علوم ارتباطات در دانشگاه علامه طباطبایی با عنوان « بررسی عوامل و میزان بهره مندی دانش آموزان از شبکه های تلویزیونی درون مرزی و برون مرزی؛ بررسی دیدگاههای دانش آموزان دبیرستانهای شهرستان پارس آباد مغان » که توسط توحید عزیزی در سال 1385صورت گرفته است اشاره نمود.
پیشینه تحقیقات در مورد تلویزیون و توسعۀ سیاسی در افغانستان
در افغانستان نیز تا کنون تحقیقات زیادی در این مورد صورت نگرفته است زیرا در این کشور سالها چیزی به نام رسانه های جمعی وجود نداشته است و مردم نیز حق نداشته اند که به رسانه های جمعی گوش فرا دهند، از این رو تحقیقات زیادی در این مورد صورت نگرفته است، تنها چند موسسۀ خارجی از قبیل موسسۀ انترنیوز2 که رسانه های رادیویی را در افغانستان حمایت می کند تحقیقات ابتدایی در مورد رسانه ها و مخاطبان آنها صورت داده است که طبق گزارش سال 2006 این مؤسسه، رادیو با 52 درصد بیشترین مخاطب را در افغانستان دارد، عدم نبود برق یکی از علت های عدم رشد تلویزیون در افغانستان قلمداد شده است و اینکه تنها 36 درصد مردم افغانستان با سواد هستند. تنها تحقیق جدی که در مورد نقش وسایل ارتباط جمعی در توسعۀ افغانستان صورت گرفته است پایان نامه کارشناسی ارشد خانم مژگان مصطفوی در رشتۀ علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی است که در سال 1382 انجام یافته است. این تحقیق به نقش وسایل ارتباط جمعی در توسعه افغانستان پرداخته است و از روش پیمایش برای جمع آوری داده های خود استفاده کرده است جامعه آماری این تحقیق دانشجویان دانشگاه کابل است که این تحقیق در سال 1382 اجرا شده است. پژوهشگر در تحقیق خود با توزیع پرسشنامه در میان 400 تن از دانشجویان دانشگاه کابل که 200 تن آنها را دختران تشکیل می دهد در پی جواب به این سوال بوده است که از دیدگاه دانشجویان دانشگاه کابل وسایل ارتباط جمعی چه اندازه در توسعه افغانستان نقش داشته اند؟ نتیجه این تحقیق نشان می دهد که بیشتر دانشجویان دانشگاه کابل نقش وسایل ارتباط جمعی را در توسعه افغانستان زیاد می دانند که در این میان از دیدگاه پاسخگویان نقش وسایل ارتباط جمعی در توسعه اجتماعی نسبت به سایر جنبه های توسعه در افغانستان زیادتر است، همچنین از میان وسایل ارتباط جمعی مورد مطالعه در این تحقیق به نظر دانشجویان دانشگاه کابل نقش تلویزیون نسبت به سایر وسایل ارتباط جمعی بیشتر است.
تحقیق دیگری که تنها در مورد مطبوعات افغانستان صورت گرفته است هرچند به موضوع ما مرتبط نیست اما چون در مورد یک رسانه خاص هست می توان از آن نام برد، این تحقیق در مورد نظام مطلوب مطبوعات افغانستان است که توسط هاشم عصمت اللهی به عنوان رسالۀ دکتری علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در سال 1380 به رشتۀ تحریر در آمده است، در این تحقیق با استفاده از روش کیو نظام مطلوب مطبوعات افغانستان از دیدگاه متخصصان افغانستانی مورد بررسی قرار گرفته است که بیشتر متخصصین برای نظام مطلوب مطبوعات افغانستان نظام مطبوعات آزادی گرا را پیشنهاد کرده اند.
در مورد نقش تلویزیون در توسعۀ سیاسی افغانستان تاکنون تحقیقات جامعی صورت نگرفته است و تحقیق حاضر را می توان نخستین تحقیق در این زمینه بر شمرد.

سیر تاریخی تلویزیون در جهان و افغانستان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید