2-3-5 ضرورت هوشمندی کسب و کار25
2-3-6 ﻓﺮآﻳﻨﺪ هوشمندی ﮐﺴﺐ و ﮐﺎر26
2-3-7 یکپارچگی برنامه های مختلف در زمینه هوشمندی کسب وکار28
2-3-8 ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ در ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮی در ﻫﻤﻪ ﺳﻄﻮح ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ30
2-4 تکنیک های رتبه بندی33
2-4-1 الگوی فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)33
2-4-2 AHP فازی34
2-4-3 مدل تصمیم گیری چند هدفه جدید فازی36
2-4-4 روش فازی TOPSIS38
2-5 پیشینه مطالعات41
2-5-1 مطالعات داخلی41
2-5-2 مطالعات خارجی45
فصل سوم: روش تحقیق48
3-1 مقدمه49
3-2 فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی51
3-3 مفاهیم و تعاریف فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی بر اساس روش آنالیز توسعه51
3-4 تعیین نرخ سازگاری در فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی53
3-4-1 اعداد فازی54
3-5 تکنیک تاپسیس فازی56
3-6-نحوه تعریف پارامترها و توسعه فازی مقیاس ساعتی60
3-7 تعیین مناسب بودن مجموعه‏ی متغیرها در ماتریس همبستگی جهت تحلیل عاملی61
3-7-1 پیش‏فرض‏های تحلیل عاملی62
3-7-2 مراحل انجام تحلیل عاملی63
3-7-3 استخراج عامل‏ها63
3-7-4 استخراج مجموعه‏ی اولیه عامل64
3-7-5 بهترین عامل‏ها64
3-8 پایایی و روایی66
فصل چهارم: یافته های تحقیق68
4-1 مقدمه69
4-2 تحلیل فازی70
4-2-1- محاسبه اولویت وزن‌ها72
4-2-2 محاسبه سازگاری72
4-2-3 تعیین شاخص ومعیارهای مدل73
4-3 تجزیه وتحلیل عوامل79
فصل پنجم: نتایج و پیشنهادات84
5-1 نتایج85
5-2 پیشنهادات89
پیوست92
فهرست مراجع98

فهرست جداول
جدول 2- 1 مسیر تاریخی ERP10
جدول 2- 2 یکپارچه کردن اطلاعات حوزه های مختلف کاری29
جدول 3- 1 پارامترهای تابع ویژگی اعداد فازی61
جدول 4- 1 مقیاس‌های اندازه گیری مقایسه زوجی(مقیاس ساعتی)70

جدول 4- 2 مقیاس‌های اندازه گیری مقایسه زوجی(ارزش مقیاس)71
جدول 4- 3 مقدار RI72
جدول 4- 4 ماتریس مقایسات زوجی شاخص های اصلی76
جدول 4- 5 ماتریس مقایسه زوجی مربوط به زیر شاخص هایC1 76
جدول 4- 6 ماتریس مقایسه زوجی مربوط به زیر شاخص های C277
جدول 4- 7 ماتریس مقایسه زوجی مربوط به زیر شاخص های C377
جدول 4- 8 ماتریس مقایسه زوجی مربوط به زیر شاخص های C477
جدول 4- 10 اولویت و نسبت سازگاری78
جدول 4- 11 ماتریس اولیه عوامل80
جدول 4- 12 ماتریس دوران یافته81
جدول 4- 13 ساختار عوامل جابجا شده واریماکس شاخصها82
جدول 5- 1 عوامل اصلی موفقیت ERP,BI86
فهرست اشکال
شکل 2- 1 عدد فازی زنگوله ای 35
شکل 3- 1 شمای مسیر تحقیق50
شکل 3- 2 نمایش عدد فازی مثلثی55
شکل 4- 1 درخت سلسله مراتبی 75
فهرست نمودارها
نمودار 2- 1 عدد فازی زنگوله ای
نمودار 4- 1 درخت سلسله مراتبی
فصل اول
کلیات تحقیق

1-1 بیان مسئله
سازمان‌های امروزی در جهت جهانی شدن رقابت می‌کنند که این رقابت به سطوح بی سابقه ای منجر شده است. بازارهای رقابت جهانی و سازمان‌ها به یافتن راه حل‌های کاری بهتر با ساختارهای انعطاف پذیر و قابل اطمینانی نیاز دارند. بسیاری از زیر ساختارهای سازمانی و تشکیلاتی توسط سیستم‌های اطلاعاتی توانمندتر شده‌اند. با اداره مؤثرتر این فرایندها مزایای رقابتی می‌توانند از طریق کاهش هزینه، افزایش تولید و بهبود سرویس دهی مشتریان حاصل شوند. (آقایی، 1390)
هوش تجاری به تکنیک‌های بر پایه کامپیوتر که در زمینه شناسایی استخراج و تجزیه و تحلیل داده های تجاری می‌پردازد و با هدف حمایت از تجارت در تصمیم سازی بهتر کمک می‌نماید. بیشترین تأثیر هوش تجاری افزایش کارایی تصمیمات در سازمان‌ها می‌باشد ازجمله تعیین گرایش‌های تجاری سازمان، پیش بینی وضعیت بازار و بالا بردن توانایی رقابتی سازمان در بازار (آوررت1، 2011) (بازرگانی، 1390) در واقع هوش تجاری شامل طیف بزرگی از فناوری‌ها،ابزارها و فرایندها برای جمع آوری اطلاعات و استفاده بهتر از آن‌ها برای رسیدن به تصمیم گیری مناسب در سازمان است. (پاپوویچ2، 2012)
هوش تجاری به علت ماهیت هدف گرای خود نیاز به زیر ساخت‌های متعددی دارد و برای شناسایی این زیر ساخت‌ها مدل‌های مختلفی پیشنهاد و اجرا شده‌اند. (صیادی، 1390) بر اساس مطالعات انجام شده بخش عمده ای از این زیر ساخت‌ها به ساختار داده های تولید شده در سازمان و نحوه طبقه بندی نگهداری و میزان ارتباطات و به روز شدن آن‌ها باز می‌گردد. (پریماراتن3، 2011)
یکی از مباحث مهم در پیاده سازی هوش تجاری در سازمان‌ها ارتباط دقیق بخش‌های مختلف سازمان با یکدیگر از طریق یک نظام توانمند انتقال داده است .اگر به سیر تاریخی سیستم‌های اطلاعاتی سازمان‌ها توجه کنیم مشاهده می‌شود که در سه گام این سیستم‌ها به سوی یک سیستم هوشمند تجاری حرکت کرده‌اند در گام اول تنها سیستم‌ها به صورت جزیره ای وجود داشتند در گام بعدی سیستم‌های یکپارچه مدیریتی ظهور یافتند و در نهایت بلوغ سیستم‌ها اطلاعاتی سازمان و یکپارچگی اطلاعات را می‌توان در سیستم‌های برنامه ریزی منابع سازمانی یا ERP ها مشاهده نمود.در سیستم‌های یاد شده اطلاعات در نهایت یکپارچگی و ارتباط با یکدیگر قرار دارند. (ساروید4، 2012)
در سال‌های اخیر توجه به خرید و پیاده سازی سیستم‌های یکپارچه و همچنین سیستم‌های برنامه ریزی منابع سازمانی در بین شرکت‌ها و سازمان‌های ایرانی افزایش یافته است و در حال حاضر بر اساس نیاز بازار شرکت‌های تولید کننده نرم افزار در حال ارائه راهکار های کسب و کار هوشمند و هوشمند سازی تجاری به مشتریان هستند.
در این میان نقش وجود اطلاعات یکپارچه و همچنین سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی به عنوان سامانه بلوغ یافته اطلاعات مدیریتی قبل ازپیاده سازی هوش تجاری مورد بررسی قرار گرفته است . سؤال اصلی این است که آیا یکپارچگی اطلاعاتی در سازمان بر روند و گام‌های مختلف پیاده سازی هوش تجاری در سازمان موثر است ؟ اگر یکپارچگی اطلاعاتی و وجود سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی بر پیاده سازی هوش تجاری موثر است این تأثیر از چه طریقی و با چه سازوکاری صورت می‌گیرد؟

1-2 اهمیت و ضرورت تحقیق
با توجه به اهمیت روز افزون تصمیم گیری‌های سریع و مناسب با شرایط برای توسعه و پیشرفت فعالیت‌های سازمان‌های مختلف و جایگاه سیستم‌های برنامه ریزی منابع سازمان و راهبرد یکپارچگی اطلاعات در سازمان‌ها برای اخذ تصمیم‌های درست و به موقع بررسی نقش این سیستم‌ها و مؤلفه های تأثیر گذاری آن‌ها در این سیستم‌ها دارای اهمیت بالا و ضرورت می‌باشد .با شناخت دقیق این نقش می‌توان راهبرد های مناسبی را برای پیاده سازی هوش تجاری تدوین و اجرا نمود.

1-3 اهداف
تبیین نقش یکپارچگی اطلاعات در گام‌های پیاده سازی هوش تجاری در سازمان
تبیین نقش سیستم‌های ERP در گام‌های پیاده سازی هوش تجاری در سازمان

1-4 سؤالات تحقیق
یکپارچگی اطلاعاتی چه نقشی در فرایند پیاده سازی هوش تجاری در سازمان دارد ؟
نقش سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی در پیاده سازی هوش تجاری در سازمان چیست ؟
تأثیر یکپارچگی اطلاعاتی و وجود سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی در پیاده سازی هوش تجاری از چه الگویی پیروی می‌نماید ؟

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه مطالعات

2-1 برنامه ریزی منابع سازمانی
2-1-1- مقدمه
بر اساس یک تعریف عمومی ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ریزی ﺳﺎزﻣﺎن، یک ﺑﺴﺘﻪ ﻧﺮم افزاری ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻨﻈﻴﻢ و از ﭘـﻴﺶ اﺳـﺘﺎﻧﺪارد ﺷـﺪه ﺗﺠﺎری اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺪف آن ﻳﻜﭙﺎرﭼﮕﻲ اﻃﻼﻋـﺎت و ﺟﺮﻳـﺎن اﻃﻼﻋـﺎت ﺑـﻴﻦ ﺗﻤـﺎﻣﻲ ﺑﺨـﺸﻬﺎی ﺳﺎزﻣﺎن از ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺎﻟﻲ، ﺣﺴﺎﺑﺪاری، ﻣﻨـﺎﺑﻊ اﻧـﺴﺎﻧﻲ، زﻧﺠﻴـﺮه ﻋﺮﺿـﻪ و ﻣـﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣـﺸﺘﺮﻳﺎن ﺑـﺎ روﻳﻜﺮد ﻣﺸﺘﺮی ﮔﺮاﻳﻲ و ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺑﺎزار ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. (داون پورت1, ١٩٩٨ , کومار و هیلزلبرگ2, ٢٠٠٠).
ارائه تعریفی جامع برای سیستم برنامه ریزی منابع سازمان 3مشکل است. صاحب نظران تعاریف مختلفی برای ERP ارائه داده‌اند که هر کدام جنبه های خاصی از این سیستم را مورد توجه قرار می‌دهد. شاید آشنایی با ویژگی‌ها، قابلیت‌ها و کارکردهای ERP در بخش‌های مختلف سازمان در آینده بتواند کمک خوبی برای شناخت کامل این سیستم باشد اما در این بخش برای اینکه بتوانیم زمینه های لازم را برای پرداختن به بخش‌های بعدی فراهم آوریم، تعاریف مختلفی را که برای این سیستم ارائه شده است، مورد بررسی قرار می‌دهیم.
سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی را می‌توان به عنوان نرم افزار یکپارچه‌ای تعریف نمود که دارای اجزا و یا ماژول‌هایی برای برنامه ریزی، تولید، فروش، بازاریابی،‌توزیع، حسابداری، مدیریت منابع انسانی، مدیریت پروژه، مدیریت موجودی، مدیریت خدمات و نگهداری و تعمیرات، مدیریت حمل و نقل و بازرگانی الکترونیک است. ( سوفی4 ،2003؛مون5 ،2007).
یک بسته نرم افزاری تجاری است که هدف آن یکپارچگی اطلاعات و جریان اطلاعات بین تمامی بخش‌های سازمان از جمله مالی، حسابداری، منابع انسانی، زنجیر عرضه و مدیریت مشتریان است. (ناظمی، 1385) (شه و تورایسینگام6، 2007)
معماری و ساختار سیستم‌های برنامه ریزی منابع سازمان به گونه ای است که یکپارچگی و جامعیت اطلاعات سطح سازمان را فراهم کرده و جریان روان اطلاعات بین بخش‌های مختلف سازمان را فراهم می‌آورد. سیستم‌های برنامه ریزی منابع سازمان در واقع تکامل یافته سیستم‌های اطلاعاتی جامع هستند.
تفاوت عمده این سیستم‌ها با سیستم‌های اطلاعات مدیریت و سیستم‌های جامع سازمانی در رویکرد فرآیند گرا و یکپارچگی عملیاتی، فرآیندی و داد ه ای سازمان‌هاست. این سیستم‌ها به گونه ای توسعه می‌یابند که تمامی منابع اطلاعاتی سازمان با یکدیگر یکپارچه شود تا بتوان در راستای انجام مأموریت‌های سازمان از این سیستم‌ها بهره جست.(رزمن و وایز7، 1999)
2-1-2 تاریخچه برنامه ریزی منابع سازمانی
ERP در واقع نسل جدیدی از سیستم‌های اطلاعاتی است که 8(MIS) نسل قدیمی‌تر آن به حساب می‌آید. به طور کلی روند رشد و تغییر سیستم‌های کامپیوتری را می‌توان به سه نسل تقسیم کرد. (رشید و همکاران9، 2002)
2-1-2-1 سیستم‌های جزیره ای
از دهه 60 میلادی به بعد، با ارزان‌تر شدن کامپیوترها و تجهیزات آن (در آن زمان هنوز کامپیوترهای Mainframe یکه تاز دنیای کامپیوتر بودند) و همچنین با توجه به قدرتی که این سیستم‌ها در پردازش اطلاعات از خود نشان می‌دادند. شرکت‌های بزرگ مایل به استفاده از این سیستم‌ها شدند. در مرحله اول این سیستم‌ها بیشتر در مکان‌هایی که پردازش اطلاعات مهم بود، مورد استفاده قرار می‌گرفتند. امور مالی، محاسبه حقوق و دستمزد و انبارداری از این نوع سیستم‌ها می‌باشند، روند رو به گسترش استفاده از کامپیوترها به خصوص در دهه 70 میلادی با پا به عرصه گذاشتن کامپیوترهای شخصی وارد دوره جدیدی شد. در این دوره علاوه بر قدرت محاسباتی کامپیوترها، ظرفیت نگهداری اطلاعات آن‌ها و سرعت دسترسی به این گونه اطلاعات نیز مورد توجه قرار گرفت. در دهه 80 میلادی با فراگیر شدن کامپیوترهای شخصی حتی مؤسسات کوچک نیز قادر به اتوماسیون سیستم‌های خود بودند. هر چند راه اندازی چنین سیستم‌هایی نیاز به پرداخت هزینه های آن داشت ولی خیلی زود باعث کاهش شدید هزینه های بخشی که از این سیستم‌ها استفاده می‌کردند، می‌شد. در این دوره هر بخش سازمان دارای سیستم‌های کامپیوتری بود و این سیستم‌ها مستقل از یکدیگر به کار خود مشغول بودند، به همین دلیل این سیستم‌ها را سیستم‌های جزیره ای می‌خوانند.(موسکاتلو و همکاران10، 2003)
2-1-2-2 سیستم‌های استخراج اطلاعات
در دهه 90 میلادی با گسترش استفاده از کامپیوترهای شخصی کم‌کم استفاده از شبکه های محلی در سازمان‌ها نیز مرسوم شد. در اینجا بود که مدیران به کمبود سیستمی جهت تهیه گزارشات لازم از میان انبوه اطلاعات سیستم‌های جزیره ای موجود در سازمانشان پی بردند. این کمبودها باعث به وجود آمدن سیستمی به نام MIS یا سیستم اطلاعات مدیریت شد . این سیستم سرآغاز روند تکامل سیستم‌های تجاری نسل دوم بود. سیستم‌های دیگر این نسل عبارتند از : سیستم اطلاعات بهم پیوسته11 (IIS) ، سیستم اطلاعات اجرائی12 (EIS) ، سیستم اطلاعات سازمانی13 (CIS) و سیستم گسترده شرکت‌ها14 (EWS) . با استفاده از این سیستم‌ها مؤسسه‌ها توانستند ، کارکرد درون سازمانی خود را بهبود بخشند. که این بهبود باعث کاهش شدید هزینه‌ها، در دسترس بودن اطلاعات برای مدیران، تعریف ساختارهای اجرائی، سرعت بخشیدن به اجرای کار در درون سازمان و موارد مشابه دیگر شد.در مجموع این سیستم‌ها جهت جمع آوری اطلاعات موجود در سطح سازمان تهیه شده بودند و در دوره خود به خوبی به مدیران خدمت کردند. (روزنتال و پارک15، 2009)
2-1-2-3 سیستم‌های تسهیل کننده
با به پایان رسیدن دهه 90 و آغاز هزاره جدید میلادی، مدیران هوشیار شرکت‌ها و مؤسسات به این نتیجه رسیدند که حالا با استفاده از کامپیوتر می‌توانند یک قدم از جمع آوری اطلاعات جلوتر رفته و نسبت به ساده کردن روال کارهای درون سازمانی و جلوگیری از کارهای تکراری در جهت بهره‌وری کامل از نیروی انسانی، منابع مالی و دیگر منابع مورد استفاده سازمان پیشرفت کنند. اگر بخواهیم روند رشد این گونه سیستم‌های تسهیل کننده را در نظر بگیریم به ترتیب عبارتند از : برنامه ریزی تدارکات موارد اولیه16 (MRP) ، برنامه ریزی منابع تولید (MRPII) 17، برنامه ریزی منابع مالی) 18(MRPIII ، برنامه ریزی منابع سازمانی(ERP) » (موستاکیس19،2000)
با توجه به این تاریخچه ، مشاهده می‌شود که ERP در واقع ادامه راه MIS می‌باشد. لیکن نیازی نیست که هر سازمان دقیقاً تمام این مسیر را پله به پله طی کند. بلکه می‌تواند مستقیماً وارد مقوله ERP شود.این موضوع برای سازمان‌هایی که هنوز MIS خود را راه اندازی نکرده‌اند بسیار مفید است و باعث کاهش هزینه‌ها می‌شود. (روزنتال و پارک20، 2009)

جدول 2- 1 مسیر تاریخی ERP
2000sERP 21توسعه یافته 1990sبرنامه ریزی منابع سازمانی (ERP)1980sبرنامه ریزی ظرفیت مورد نیاز (CRP)برنامه ریزی منابع تولید (MRP II)1970sبرنامه ریزی مواد مورد نیاز (MRP)1960sپکیج های کنترل موجودی
2-1-3 ابعاد اثر گذاری ERP در سازمان
2-1-3-1 ERP و فرهنگ سازمانی
نگرش محدود سازمان‌ها در تعریف وظایف سازمانی و عدم شفافیت تأثیر عملکرد افراد در سازمان ، معمولاً فرهنگی فردگرا و یا در بهترین حالت واحد گرا در سازمان القاء می‌کند . به همین دلیل سازمان نمی‌تواند با پتانسیل کامل در راستای اهداف خود حرکت کند . ERP با شفاف سازی عملکرد افراد در روندهای سازمان و با توانایی در اندازه گیری تأثیر عملکرد افراد در فرآیندها، دیدگاهی فرآیند نگر را در سازمان بسط می‌دهد. بدین ترتیب جهت گیری افراد و بخش‌های مختلف سازمان به سمت اهداف سازمانی با یکپارچگی خاصی امکان‌پذیر خواهد بود.(رابی22، 2009)
2-1-3-2 ERP و فرآیندهای سازمانی
در بازارهای به شدت رقابتی امروز تنها سازمان‌هایی موفق به ایجاد مزیت رقابتی می‌شوند که بتوانند با دیدگاه همه جانبه به فعالیت‌های بخش‌های مختلف خود ، اقدام به طراحی روندهای جامع رقابتی بکنند. با استفاده از امکانات ERP می‌توان اثر فعالیت‌ها را در طول بخش‌های مختلف سازمان ردیابی کرد و با تکیه بر امکان هماهنگ کردن تک‌تک فعالیت‌ها در بخش‌های مختلف ، اقدام به برنامه ریزی کلان در جهت ایجاد مزایای رقابتی نمود. (اسپادیس و کنستانتینید23، 2004)
2-1-3-3 ERP و تکنولوژی
منابع سازمانی به سه دسته منابع مالی ، منابع انسانی، تجهیزات و امکانات سازمان تقسیم می‌شوند . برای برنامه ریزی دقیق در راستای استفاده بهینه از منابع سازمان نیاز به شناسایی تأثیر هر فرآیند به هر یک از سه دسته منابع فوق می‌باشد . ERP با ایجاد بستر مناسب و استفاده صحیح از ابزار و فن آوری اطلاعات می‌تواند با سرعت و دقت بسیار بالا و در وسعت کافی به بررسی تأثیر روندها بر کلیه منابع سازمانی بپردازد . با تکیه بر این ابزار می‌توان در هر لحظه ظرفیت آزاد منابع مختلف را شناسایی و با شبیه سازی فرآیندها تأثیر آن‌ها بر منابع را پیش بینی کرده و جهت استفاده بهینه از منابع سازمان برنامه ریزی کرد. (اسکیلسون24، 2003)
2-1-3-4 ERP و تصمیم گیری مدیریت
برخی کارشناسان معتقدند « به غیر از مقوله برنامه ریزی و کنترل، مهم‌ترین فاکتور در مدیریت هر چه بهتر یک سازمان نحوه برقراری ارتباط بین بخش‌های منفک و جدا از هم است زیرا با خلق بهترین و پیشرفته‌ترین برنامه ریزی‌ها اگر نتوان آن‌ها را به مجریان و کاربران مربوطه انتقال داد این برنامه‌ها در حد همان تئوری‌ها باقی خواهند ماند. از طرفی یک مدیر برای دریافت بازخوردها و نیز سایر داده و اطلاعات مرتبط از کلیه بخش‌های مؤسسه یا سازمان، نیازمند برقراری ارتباط با آن‌ها است. به این ترتیب ارتباطات و روش‌ها و ابزارهای آن نقش بسیار مهمی را در مدیریت مؤثر و کارآمد زنجیره تأمین یک سازمان به عهده می‌گیرد. »(گرابسکی و همکاران25، 2011)
وقتی هر واحد ، کار خود را با سبک مستقل و جداگانه ای آغاز می‌کند، اهداف کلی و عام در سازمان نیز به فراموشی سپرده می‌شوند یا کمرنگ می‌گردد. مدیریت ارشد سازمان نمی‌تواند گزارش‌های مختلف از عملکردها و وظایف مختلف سازمان خود را به صورت یک جا و یک کاسه تحلیل نموده و بر اساس آن در زمان مناسب تصمیمات استراتژیک برای کل سازمان اتخاذ نماید. از این رو، فن آوری ERP به وجود آمد.این فن آوری موجب اتومات کردن تمام فرآیندها در هر واحد یا زیرمجموعه می‌شود.(کارلسون و ویدمایر26، 1994)
2-1-4 مزایای سیستم‌های برنامه ریزی منابع سازمانی
ﺑﺮای اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺘﻮان مزایای ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ را ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻧﻤﻮد ﻻزم اﺳـﺖ ﮐـﻪ آن را ﺑـﻪ ﺑﺨﺶ ﻫﺎ ﯾﺎ ﻣﺸﺨﺼﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻧﻤﻮد. اﯾﻦ ﻣﺸﺨﺼﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ای ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺘﻮاﻧـﺪ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ را از ﺳﺎﯾﺮ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻫﺎ ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ ﻧﻤﺎﯾﺪ(لانگن27 ،2000). اﯾﻦ ﻣﺸﺨﺼﻪ ﻫﺎ را ﻣـﯽ ﺗﻮان ﺧﺪﻣﺎت ﻋﻤﻮﻣﯽ و ﮐﻠﯽ ﮐﻪ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻫﺎی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ اراﺋﻪ دﻫﻨﺪ، ﺑـﺮ ﺷﻤﺮد. اﯾﻦ ﺧﺪﻣﺎت ﻋﻤﻮﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﺳﯿﺴـﺘﻢ ﻫـﺎی ﺑﺮﻧﺎﻣـﻪ رﯾـﺰی ﻣﻨـﺎﺑﻊ ﺳـﺎزﻣﺎن و ﺳﻮاﺑﻖ ﺣﺎﺻﻞ از ﭘﯿﺎده ﺳﺎزی آﻧﻬﺎ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎی اﺳﺎﺳـﯽ ﺳﯿﺴـﺘﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣـﻪ رﯾـﺰی ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻧﺎم دارﻧﺪ. اﯾﻦ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎی اﺳﺎﺳﯽ دارای ﺳﻪ وﯾﮋﮔﯽ ﺳﺎﺧﺘﺎری ﻫﺴﺘﻨﺪ :
1- ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺑﻮدن (ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﯽ ﮐﻪ در ﻏﺎﻟﺐ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﻣﻨـﺎﺑﻊ ﺳـﺎزﻣﺎﻧﯽ ، ﺑﺘـﻮان اﯾـﻦ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎ را ﯾﺎﻓﺖ.)
2- ﻋﺎدی ﻧﺒﻮدن ( ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﯽ ﮐﻪ در ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻫﺎی ﻏﯿﺮ ﻧﺮم اﻓﺰاری وﺟﻮد ﻧﺪارﻧﺪ.)
3- ﮐﻠﯿﺪی ﺑﻮدن (ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﯽ ﮐﻪ ﺗﻔﺎوت ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺳﯿﺴﺘﻢ در ﺣﺎﻟﺖ وﺟﻮد اﯾﻦ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﺑـﺎ ﺣﺎﻟـﺖ ﻧﺒﻮد آن، ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ اﺳﺖ.)
بر اساس این سه نکته می توان مزایای این سیستم را به شرح زیر ذکر نمود :
ﺗﺴﻬﻴﻞ در ﺟﻤﻊ ﺁوری و ورود اﻃﻼﻋﺎت : ﺛﺒﺖ دادﻩ ها ﺑﻪ ﻣﺤﺾ وﻗﻮع هر ﺗﺮاﮐﻨﺶﮐﺎری اﻧﺠﺎم ﺧﻮاهد ﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺁن دﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ اﻃﻼﻋﺎت ﺑﺮوز و ﺻﺤﻴﺢ اﺳﺖ.
ﺑﻬﺒﻮد ﻓﺮﺁﻳﻨﺪها ی ﮐﺎری : ﻓﺮﺁﻳﻨﺪها و روش ها ی اﺟﺮاﻳﻲ ﻗﺎﻧﻮﻧﻤﻨﺪ، ﻳﮑﻨﻮاﺧﺖ و ﺑﻬﻴﻨﻪ ﺧﻮاهند ﺷﺪ .
اﻣﮑﺎن ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮﻳﻬﺎی ﺳـﺮﻳﻊ و ﺁﻧـﻲ : ﺳـﻬﻮﻟﺖ دﺳﺘﺮﺳـﻲ ﺑـﻪ دادﻩ ها ی ﻣـﻮرد ﻧﻴـﺎز ﺑـﺮای ﺗﺼـﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮی، اﻳﻦ اﻣﺮ را اﻣﮑﺎﻧﭙﺬﻳﺮ ﻣﻲ ﺳﺎزد.
ﺑﻬﺒﻮد زﻣﺎن ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮی : دﺳﺘﺮﺳﻲ ﻳﮑﭙﺎرﭼﻪ ﺑﻪ اﻃﻼﻋﺎت و اﺟﺮای ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﻓﺮﺁﻳﻨـﺪها ی ﻣـﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺑﺨﺸﻬﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺳﺎزﻣﺎن اﻣﮑﺎن ﺳﺮوﻳﺲدهﻲ ﺑﻬﺘﺮ و ﺳﺮﻳﻌﺘﺮ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮی را ﻣﻲ دهد.
ﮐﻠﻴﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎ از درﻳﺎﻓﺖ ﺳﻔﺎرش ﺗﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی ﺑﺮای ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺤﺼﻮل ، از ﺧﺮوج از اﻧﺒﺎر ﺗﺎ ﺻﺪور ﺻـﻮرتﺣﺴﺎب ، همه ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻳﮑﭙﺎرﭼﻪ در ﻣﻲ ﺁﻳﻨﺪ و ﺳﭙﺲدر ﻗﺎﻟﺐ ﻳـﮏ ﺳﻴﺴـﺘﻢ ﺣﺴـﺎﺑﺪاری ﻧﮕﻬـﺪاری ﺧﻮاهند ﺷﺪ . در ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻳﮏ ﻧﮕﺮش ﻣﺎﻟﻲ در ﺛﺒﺖ همه ﺗﺮاﮐﻨﺸﻬﺎی ﺳﻴﺴﺘﻢ دﻧﺒﺎل ﺧﻮاهد ﺷﺪ . از آنجایی که مدیر اجرایی ارشد شرکت سعی دارد از کارایی مطلع شود، شاید با گفته‌های متفاوتی مواجه شود. واحد مالی مجموعه اعداد مربوط به خود را دارد و سایر واحدها نیز به همین ترتیب. ERP نسخه واحدی از واقعیت است و سؤال برانگیز نخواهد بود. زیرا هر فردی از یک سیستم مشابه استفاده می‌کند.
ﭘﺎﺳﺦ ﺳﺮﻳﻊ ﺑﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮات ﺷﺮاﻳﻂ ﺑﺎزار و ﻋﻮاﻣﻞ ﮐﺴﺐ و ﮐﺎر و در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺑﻬﺒﻮد ﻣﺰاﻳﺎی رﻗﺎﺑﺘﻲ.
یکپارچگی اطلاعات سفارش مشتری – سیستم‌های ERP می‌توانند در جایی استقرار یابند که سفارش مشتری دریافت، سفارش وی تحویل و صورتحساب صادر شود.اگر این اطلاعات دریک سیستم نرم افزاری نگهداری شود، شرکت می‌تواند به سادگی سفارشات، ساخت، موجودی و عرضه را همزمان ردیابی کند.
استانداردسازی و سرعت دهی به فرایندهای ساخت – شرکت‌های سازنده به ویژه آن‌هایی که از ادغام چند شرکت به وجود آمده‌اند، چندین واحد کسب و کار دارند که ممکن است از روش‌ها و سیستم‌های کامپیوتری متفاوتی استفاده کنند. سیستم‌های ERP با بهره گیری از روش‌های استاندارد، برای اتومات سازی بعضی از گام‌های فرایند ساخت به کار می‌روند.استانداردسازی این فرایندها و استفاده از یک سیستم کامپیوتری یکپارچه می‌تواند سبب صرفه جویی در زمان شود و بهره‌وری را افزایش دهد.(یوتراس28، 2011)
کاهش موجودی- ERP به جریان روان‌تر فرایند ساخت کمک می‌کند و رویت پذیری فرایند سفارش را در شرکت بهبود می‌بخشد.
استانداردسازی اطلاعات منابع انسانی – منابع انسانی، به ویژه در شرکت‌هایی که چندین واحد کسب و کار دارند، ممکن است یک روش ساده و یکپارچه برای ردیابی زمان کارمندان و برقراری ارتباط با ایشان در زمینه خدمات نداشته باشد. ERP می‌تواند در این مورد کمک کند.(چتیویی29، 2009).
2-1-5 معایب سیستم‌های برنامه ریزی منابع سازمانی
پروژه های ERP به دلیل هزینه بالا و ریسک‌های پذیرش و پیچیدگی، یکی از سخت‌ترین پروژه های سرمایه گذاری می‌دانند. پروژه‌هایی که شرکت‌ها میلیاردها دلار و مقدار بسیار زیادی از وقت نیروی کار خود را برای پیاده سازی آن‌ها آن‌ها صرف می‌کنند. (یوسف و همکاران30، 2004)
سرمایه گذاری اولیه نسبتاً زیاد
ریسک بالا
قسمت‌های زیادی از سازمان در گیر می‌شوند
بسیاری از سازمان‌ها از کلیه امکانات  ERP استفاده نمی‌کنند.
برای پیاده سازی ERP ها منابع زیادی مورد نیاز است.
زمان نسبتاً طولانی برای پیاده سازی در سازمان‌های بزرگ مورد نیاز است.
 
پیاده سازی پروژه های ERP مانند هر پروژه دیگری نیازمند به بسترسازی و مهیا نمودن امکاناتی است تا ریسک شکست پروژه را پایین آورده و عملیات مربوط به فاز پیاده‌سازی را مطمئن‌تر سازد. زمان و هزینه اجرای پروژه ERP نسبت به سیستم‌های نرم افزاری دیگر بالا بوده و ارزش مطالعه قبل از پیاده سازی را که خود، هزینه بر می‌باشد، دارد. (رشید و همکاران،2002)
2-1-6 ارزیابی آمادگی سازمان برای پذیرش سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان
ارزیابی آمادگی سازمان روشی است که با بهره‌گیری از آن، ابعاد مختلف سازمان بررسی شده و آمادگی هر یک از اجزای سازمان برای پذیرش سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان سنجیده می‌گردد. از آنجا که پروژه پیاده‌سازی سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان یک پروژه بزرگ و کلیدی در سازمان‌ها به شمار می‌رود، بهره‌گیری از این ابزار برای سنجش آمادگی سازمان جهت پیاده‌سازی سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان ضروری است. در این روش از ابعاد مدیریتی و سازمانی، نیروی انسانی، ساختاری، فرآیندی، فنی، زیر ساختاری و فرهنگی آمادگی سازمان برای پذیرش سیستم‌ برنامه‌ریزی منابع سازمان تعیین می‌گردد. با بهره‌گیری از خروجی‌های این ابزار می‌توان کاستی‌های موجود در زمینه پذیرش سیستم را شناسایی نموده و برای رفع آن‌ها برنامه‌ریزی و اقدام نمود. (هلم و همکاران31، 2003)
سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان یک ابر سیستم در حوزه سیستم‌های اطلاعاتی می‌باشد که پیاده‌سازی آن مستلزم صرف هزینه‌ و زمان قابل توجهی است و بر ابعاد مختلف سازمان، تأثیراتی را بر جای می‌گذارد. تأثیرات این سیستم بر سازمان‌ها به حدی بوده است که زمینه رشد و ترقی برخی از سازمان‌ها در عرصه کسب و کار را فراهم نموده و برای برخی از سازمان‌ها نیز ورشکستی و پایان کسب و کار را به همراه داشته است. از این رو انجام مطالعات ارزیابی آمادگی، قبل از پیاده‌سازی سیستم بسیار حائز اهمیت بوده و به عنوان یک عامل کلیدی موفقیت برای پیاده‌سازی سیستم مطرح می‌باشد. در این راستا ضروری است که سازمان‌ها نیز قبل از هر اقدام برای پیاده‌سازی سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان به ارزیابی و امکان‌سنجی پیاده‌سازی این سیستم بپردازند تا پیاده‌سازی سیستم بر اساس واقعیت‌های موجود و منطبق بر مقدورات و محدودیت‌های سازمان صورت گیرد. (غضنفری، 2001) (گاناواردنا و سوراویرا32 ، 2009)
طی انجام مطالعات ارزیابی آمادگی، پیش‌نیازهای لازم برای اجرای موفق پروژه تعیین شده و آمادگی سازمان برای پیاده‌سازی سیستم سنجیده می‌شود. آمادگی سازمان از ابعاد مدیریتی و سازمانی، فنی، نیروی انسانی و زیر ساختاری قابل بررسی و سنجش است. در صورتی که سازمان از جهاتی آمادگی لازم را برای پذیرش سیستم نداشته باشد، باید راهکارهایی برای ایجاد آمادگی در حوزه‌های مذکور تعیین و تبیین گردد. مطالعات ارزیابی آمادگی پروژه با گردآوری اطلاعات اولیه، ایجاد چارچوب تحقیق، گردآوری مفصل اطلاعات مورد نیاز و تحلیل اطلاعات با استفاده از ابزارهای مدیریتی استاندارد صورت می‌گیرد. خروجی این مطالعات و تحلیل‌ها بیان وضعیت آمادگی سازمان برای پذیرش سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان است. همچنین چالش‌ها، مشکلات و عوامل کلیدی موفقیت پیاده‌سازی سیستم نیز در این مرحله تعیین می‌گردد. در ضمن راهکارهایی برای ارتقای وضعیت سازمان برای پذیرش سیستم نیز ارائه می‌گردد.(جی آر33، 2010)
یکی از خروجی‌های مهم این مطالعات تعیین گزینه و راهبرد مناسب برای پیاده‌سازی سیستم است. در این مطالعات بر اساس وضعیت آمادگی اجزای مختلف سازمان برای پذیرش سیستم، نقطه شروع  پروژه تعیین می‌گردد. ماژول آغازین سیستم، ماژولی است که بیشترین مقدار آمادگی را داشته باشد. مدون و مناسب بودن فرآیندها، آمادگی کارکنان واحد مذکور، حداقل بودن چالش‌ها و مشکلات در واحد مذکور برای پیاده‌سازی سیستم و اولویت‌های سازمانی و مدیریتی از جمله عوامل تعیین‌کننده ماژول و یا ماژول‌های آغازین برای پیاده‌سازی می‌باشند. (استوارت و همکاران34، 2000)
یکی دیگر از خروجی‌های مهم مطالعات ارزیابی آمادگی سازمان، مجموعه‌ای از طرح‌های آماده‌سازی است. این طرح‌ها برای آماده‌سازی اجزای مختلف سازمان برای پذیرش سیستم ارائه می‌گردند و قبل از پیاده‌سازی سیستم اجرای طرح‌های مذکور آغاز می‌گردند. طرح‌هایی برای آماده‌سازی افراد، داده‌ها و زیر ساختار فنی از جمله مهم‌ترین طرح‌های آماده‌سازی می‌باشند. (آمبل35، 2003)
در اغلب سازمان‌ها افراد آمادگی لازم را برای پذیرش سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان ندارند. در این موارد برای آماده‌سازی آن‌ها طرح‌های آماده‌سازی که شامل آموزش، مشارکت، فرهنگ‌سازی و مدیریت تغییر می‌باشد، تعریف شده و قبل از استقرار سیستم و در جریان پیاده‌سازی اجرا می‌گردد تا افراد آمادگی لازم برای استقرار سیستم را کسب نمایند.(روتچاناکیتومنی36، 2010)
داده‌ها خصوصاً اقلام پایه نیز از مواردی هستند که به صورت ساختارمند در دسترس نبوده و سازمان‌ها اغلب پس از استقرار سیستم، در ورود داده‌های مناسب به سیستم با مشکلاتی روبرو هستند. از این رو قبل از استقرار سیستم شناسایی داده‌ها و اقلام پایه و آماده‌سازی آن‌ها برای ورود به سیستم ضروری است زیرا بدون در اختیار داشتن این داده‌ها سیستم نیز نمی‌تواند فعالیت خود را آغاز نماید.زیر ساختار فنی نیز از دیگر مشکلات موجود در جریان استقرار سیستم است. راه‌اندازی و تجهیز شبکه ارتباطی، مراکز داده، تجهیز سخت‌افزاری کاربران و ارتقاء مباحثی همچون قابلیت شبکه و امنیت از جمله اقدامات پیش‌نیازی برای استقرار سیستم هستند. طرح آماده‌سازی فنی نیز از جمله طرح‌هایی است که به عنوان خروجی‌های ارزیابی آمادگی سازمان به شمار می‌رود.(اوتینو37،2010)
2-2 یکپارچگی اطلاعات
2-2-1 مقدمه
سیستم یکپارچه اطلاعات‌38 که از تلفیق و ترکیب‌ سیستم برنامه‌ریزی منابع بنگاه‌39و مدیریت‌ استراتژیک بنگاه 40حاصل شده است. یکپارچگی سیستم‌های اطلاعاتی دامنه وسیعی از عملیات و فرایندهای شرکت را برای ارائه یک دید کلی از تک‌تک اطلاعات‌ و ساختار کلی فناوری اطلاعات فراهم می‌کند.افزون بر آن فرایندهای مبتنی بر اطلاعات در سازمان را درون واحدهای‌ سازمانی و بین آن‌ها و روابط آن‌ها با خارج سازمان فراهم می‌آورد.اگرچه هدف اولیه این سیستم‌های اطلاعاتی،یکپارچگی در داده‌ها ، اطلاعات ، دانش،فرایند،منابع انسانی،سازمان و ساختار برنامه‌های سازمانی است،اما موضوع مهم در یکپارچه‌سازی، نه فرایند و نه فناوری،بلکه افراد و عوامل مرتبط انسانی است. (میرمجربیان،1387)
بسیاری از افراد بر این باورند که سیستم یکپارچه اطلاعات همان‌ سیستم برنامه‌ریزی منابع بنگاه است.اما در تعریف نوین،سیستم‌ یکپارچه اطلاعات عبارت است از سیستم‌های اطلاعاتی که تمام‌ سیستم‌های پر ارزشی اطلاعات اصلی در سازمان را تحت یک بانک‌ اطلاعاتی به صورت سازگار و مرتبط پوشش می‌دهد.این امر موجب دسترسی پیوسته و کاملاً یکپارچه به بانک اطلاعات تولید شده یا استفاده شده در فرایندهای مختلف سازمان می‌شود.(جرالد41، 2004)
2-2-2 چالش‌های ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی
ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ، ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ وﻇﯿﻔﻪ ﺳﺎده‌ای ﻧﯿﺴﺖ. ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺻﻮرت ذاﺗﯽ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﻌﺪاد زﯾﺎدی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﮐﺎرﺑﺮدی در ﺣﺎل اﺟﺮا ﺑﺮ روی ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺳﮑﻮ در ﻣﮑﺎﻧﻬﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ رﺳﯿﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ. ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ﻣﯽﺗﻮان ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻋﺒﺎرت «ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ»، ﻋﺒﺎرﺗﯽ از ﺿﺪ و ﻧﻘﯿﺾﻫﺎ در ﮐﻨﺎر ﻫﻢ اﺳﺖ. ﺗﻮﻟﯿﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎنِ ﻧﺮم‌اﻓﺰار، ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﮐﺎرﺑﺮدی ﺳﺎزﻣﺎن EAI)) را ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻣﯽدﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﯾﮑﭙﺎرﭼﮕﯽ ﺑﯿﻦ ﺳﮑﻮﻫﺎ و زﺑﺎﻧ‌‌ﻬﺎ را ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﻧﻤﻮده و ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ واﺳﻄﻪ ﺷﺪن ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﮐﺎرﺑﺮدی ﭘﮏ ﺷﺪه ﻣﺘﻨﻮع را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽآورد. اﯾﻦ زﯾﺮﺳﺎﺧﺖ ﺗﮑﻨﯿﮑﯽ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺑﺨﺶ ﮐﻮﭼﮏ از ﭘﯿﭽﯿﺪﮔﯿ‌‌‌ﻬﺎی ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی را اداره ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﭼﺎﻟﺸﻬ‌ﺎی اﺻﻠﯽ ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی در ﺳﻄﺢ ﺣﺮﻓﻪ وﺗﮑﻨﯿﮏ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از: (لین42، 2005)
ﺑﺮای ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮ اﺳﺎﺳﯽ در ﺳﯿﺎﺳﺖﻫﺎ اﻧﺠﺎم ﺷﻮد. ﻗﺎﻧﻮن Conway ﺑﯿﺎن ﻣﯽدارد ﮐﻪ ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﯿﺴﺘﻢﻫﺎﯾﯽ را ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ در واﻗﻊ ﺷﺪﯾﺪاً از رواﺑﻂ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻣﯽﭘﺬﯾﺮﻧﺪ. ﺑﺮایﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻣﻮﻓﻖ و ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ اﯾﻦ ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﻫﻢ در ﺳﯿﺴﺘﻢﻫﺎ و ﻫﻢ در ﻓﻨﺎوری اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻪ ﻃﻮری ﻣﺆﺛﺮ و ﻣﻮﻓﻖ اﻧﺠﺎم ﺷﻮد.
ﺑﺨﺎﻃﺮ داﻣﻨﻪ وﺳﯿﻊ ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی، ﺗﻼش در ﺟﻬﺖ ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی اﺛﺮات ﮔﺴﺘﺮده و ﻫﻤﻪﺟﺎﻧﺒﻪای ﺑﺮ روی ﺣﺮﻓﻪ دارد. در ﮔﺎم اول وﻇﺎﯾﻒ ﻣﻬﻢﺗﺮ و ﺣﯿﺎﺗﯽﺗﺮ ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. راهﺣﻞ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ در ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزیﮔﺎﻫﺎ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺿﺮر ﻣﺎﻟﯽ ﻫﻨﮕﻔﺘﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮ ازدﺳﺖ رﻓﺘﻦ ﺳﻔﺎرش، ﻧﺎﺧﺸﻨﻮدی ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن و ﻏﯿﺮه را ﺑﻪ ﺑﺎرآورد.
ﯾﮏ ﻣﺤﺪودﯾﺖ ﻣﻬﻢ در اﯾﺠﺎد راهﺣﻞﻫﺎی ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪ، ﻣﺤﺪودﯾﺖ ﮐﻨﺘﺮﻟﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ دﻫﻨﺪﮔﺎن ﺑﺮ روی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﮐﺎرﺑﺮدی ﻣﻮروﺛﯽ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﭘﮏ ﺷﺪه دارﻧﺪ. اﯾﺠﺎد ﺗﻐﯿﯿﺮات در اﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺷﺮﮐﺖ در ﯾﮏ راهﺣﻞ ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪ دﺷﻮار اﺳﺖ. ﺑﺎرﻫﺎ ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﯿﻢ ﺗﻮﺳﻌﻪدﻫﻨﺪه ﯾﮑﭙﺎرﭼﮕﯽ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ وﺟﻮد ﮐﺎﺳﺘﯽﻫﺎ و ﺧﺼﺎﯾﺼﯽ ﮐﻪ در ﯾﮏ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪوﺟﻮد دارد، ﯾﺎ ﺗﻔﺎوﺗﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﮐﺎرﺑﺮدی ﻣﺨﺘﻠﻒ وﺟﻮد دارد، از اراﺋﻪراهﺣﻞ ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪ ﻣﻨﺼﺮف ﺷﺪه‌اﻧﺪ.
ﺑﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﻧﯿﺎز ﺷﺪﯾﺪ ﺑﻪ راهﺣﻠﻬﺎی ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪ اﺣﺴﺎس ﻣﯽﺷﻮد، اﻣﺎ ﺗﺎﮐﻨﻮن ﺗﻌﺪاد اﻧﺪﮐﯽ اﺳﺘﺎﻧﺪارد در اﯾﻦ زﻣﯿﻨﻪ اﯾﺠﺎد ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺎ اﯾﻨﮑﻪ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎﯾﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ XML و XSL و وب ﺳﺮوﯾﺴﻬﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﻮﺛﺮی در زﻣﯿﻨﻪ ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی ﻫﺴﺘﻨﺪ، اﻣﺎ ﺑﺴﯿﺎری از ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﺪه ﺑﺮ اﺳﺎس اﯾﻦ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎ ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪﺧﻮﺑﯽ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮارﺗﺒﺎط ﺑﺮﻗﺮار ﮐﻨﻨﺪ.
اﺳﺘﺎﻧﺪارد XML ﻣﻮﺟﻮد، ﺧﻮد ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ از ﭼﺎﻟﺸﻬﺎی ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻫﻤﮕﻮن ﮐﺮدن و اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﮐﺮدن ﮐﻠﯿﻪ ﻣﺒﺎدﻻت داده ﺑﺎ XML ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺎ را ﺑﻪ ﺳﻤﺖ اﺳﺘﻔﺎده از ﯾﮏ اﻟﻔﺒﺎی ﻣﺸﺘﺮک ﻫﺪاﯾﺖ ﮐﻨﺪ (ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﺮوف ﻻﺗﯿﻦ). وﻟﯽ اﮔﺮﭼﻪ XML اﻟﻔﺒﺎ ﻣﺸﺘﺮک را ﻓﺮاﻫﻢ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ، اﻣﺎ ﻫﻨﻮز ﻫﻢ ﺑﺮای ﺑﺴﯿﺎری از ﺧﻮاﻧﻨﺪﮔﺎن ﻗﺎﺑﻞ ﻓﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ راهﺣﻞ EAI ﺧﻮدش دﭼﺎر ﭼﺎﻟﺶ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ، ﻋﻤﻞ ﮐﺮدن و ﻧﮕﻬﺪاری ﮐﺮدن از ﭼﻨﯿﻦ راهﺣﻠﯽ، ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﺟﺮات زﯾﺎدی دارد. در ﻫﻢ آﻣﯿﺨﺘﻦ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژﯾﻬﺎ و ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺗﻮزﯾﻊﺷﺪه راهﺣﻠﻬﺎی EAI ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ ﻋﻤﻠﯿﺎت اﺳﺘﻘﺮار، ﻧﻈﺎرت، و اﺷﮑﺎلﯾﺎﺑﯽ، ﺑﺴﯿﺎر ﭘﯿﭽﯿﺪه ﺑﺎﺷﺪ و ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﻣﺠﻤﻮﻣﻪای از ﻣﻬﺎرﺗﻬﺎ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. در ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﻮارد، اﯾﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻣﻬﺎرﺗﻬﺎ در ﺑﯿﻦ ﺑﺴﯿﺎری از اﺷﺨﺎص ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﺮاﮐﻨﺪه ﺷﺪه اﺳﺖ ﯾﺎ اﺻﻼً وﺟﻮد ﻧﺪارد.
ﮐﺴﺎﻧﯿﮑﻪ درﮔﯿﺮ ﺗﻮﺳﻌﻪ و اﺳﺘﻘﺮار EAI ﺷﺪهاﻧﺪ، ﺗﺼﺪﯾﻖ ﺧﻮاﻫﻨﺪﮐﺮد ﮐﻪ راهﺣﻞ EAI ﯾﮏ ﻣﻮﻟﻔﻪ ﺑﺤﺮاﻧﯽدر اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﻬﺎی ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎی اﻣﺮوزی اﺳﺖ. اﻣﺎ آﻧﻬﺎ ﺣﯿﺎت IT را ﺳﺨﺖﺗﺮ ﻣﯽﺳﺎزﻧﺪ، ﻧﻪ راﺣﺖﺗﺮ. راه درازی ﺑﯿﻦ دﯾﺪ ﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻی ﺳﺎزﻣﺎن ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪ ﺷﺪه و ﭘﯿﺎدهﺳﺎزﯾﻬﺎی ﭘﯿﭻ وﻣﻬﺮه‌ای وﺟﻮد دارد. (لین، 2005)
2-2-3 اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﻬﺎی ﮐﻼن ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی و ﻧﻘﺎط ﻗﻮت و ﺿﻌﻒ اﯾﻦ اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﻬﺎ
اﮔﺮ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻣﺴﻠﻤﺎً ﯾﮏ ﺳﺒﮏ ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽﺷﺪ، اﻣﺎ اﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ. در ذﯾﻞ ﺗﻌﺪادی از ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎی ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮی ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎ وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮاﻫﯿﻢ اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی را اﻧﺘﺨﺎب ﮐﻨﯿﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﯿﺮﻧﺪ:
اﺗﺼﺎل ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﮐﺎرﺑﺮدی: ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﮐﺎرﺑﺮدی ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺪاﻗﻞ واﺑﺴﺘﮕﯽ را ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎ اﯾﺠﺎد ﻧﻤﺎﯾﺪ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﯾﮕﺮ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل اﺗﺼﺎل ﺿﻌﯿﻒ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﮐﺎرﺑﺮدی ﻫﺴﺘﯿﻢ، ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﻨﻈﻮر ﺑﺎﯾﺪ واﺳﻂﻫﺎ ﺑﻪ اﻧﺪازه ﮐﺎﻓﯽ ﻗﺎﺑﻞ اﻧﻌﻄﺎف ﺑﺎﺷﻨﺪ.
دﺧﺎﻟﺖ: وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﮐﺎرﺑﺮدی در ﯾﮏ ﺳﺎزﻣﺎن ﺻﻮرت ﻣﯽﮔﯿﺮد، ﺗﻮﺳﻌﻪدﻫﻨﺪﮔﺎن ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮑﻮﺷﻨﺪ ﺗﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮات در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﮐﺎﺑﺮدی ﻣﻮﺟﻮد و ﻫﻢ ﻣﯿﺰان ﮐﺪ ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز، ﺣﺪاﻗﻞ ﺑﺎﺷﺪ.
اﻧﺘﺨﺎﺑﻬﺎی ﺗﮑﻨﯿﮑﯽ: ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژﯾﻬﺎی ﯾﮑﭙﺎرﭼﮕﯽ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪ ﻣﻘﺪار زﯾﺎد و ﻣﺘﻨﻮﻋﯽ از ﻧﺮماﻓﺰارﻫﺎ و ﺳﺨﺖاﻓﺰارﻫﺎ ﻧﯿﺎز دارﻧﺪ. اﯾﻦ اﺑﺰار ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﮔﺮان ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎﺷﻨﺪ، و از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ ﻣﻨﺤﻨﯽ ﯾﺎدﮔﯿﺮی را ﺑﺮای ﺗﻮﺳﻌﻪدﻫﻨﺪﮔﺎن اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯽدﻫﺪ.
ﻓﺮﻣﺖ داده: ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﮐﺎرﺑﺮدی ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺷﺪه ﺑﺎﯾﺪ روی ﻓﺮﻣﺖ دادهای ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﺎ آن داده را ﻣﺒﺎدﻟﻪ ﮐﻨﻨﺪ، ﺗﻮاﻓﻖ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﺮای ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﮐﺎرﺑﺮدی ﻣﻮﺟﻮد، ﺗﻐﯿﯿﺮ دادن ﻓﺮﻣﺖ داده اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه در آﻧﻬﺎ ﻣﺸﮑﻞ ﺑﺎﺷﺪ. اﻟﺒﺘﻪ اﺳﺘﻔﺎده از ﯾﮏ ﻣﺘﺮﺟﻢ ﻣﯿﺎﻧﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﮐﺎرﺑﺮدی ﮐﻪ ﺑﺮ روی ﻓﺮﻣﺘﻬﺎی داده ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﺗﮑﯿﻪدارﻧﺪ را ﻣﺘﺤﺪ ﻧﻤﺎﯾﺪ.
داده ﻣﻨﺎﺳﺐ وﺑﺠﺎ: ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎزه زﻣﺎﻧﯽ ﺑﯿﻦ وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﮐﺎرﺑﺮدی ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽﮔﯿﺮد ﮐﻪ ﺑﻌﻀﯽ از دادهﻫﺎ را ﺑﻪ اﺷﺘﺮاک ﺑﮕﺬارد و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﮐﺎﺑﺮدی دﯾﮕﺮ آن را ﺑﺮدارﻧﺪ، ﺣﺪاﻗﻞ ﻧﻤﺎﯾﺪ. اﯾﻦ ﮐﺎر ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ از 1 ﻃﺮﯾﻖ ﻣﺒﺎدﻟﻪ داده ﺑﻪ ﺻﻮرت ﭘﯽ در ﭘﯽ وﻟﯽ در ﺑﺴﺘﻪﻫﺎی ﺑﺴﯿﺎر ﮐﻮﭼﮏ اﻧﺠﺎم ﮔﯿﺮد. از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ، ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻨﺪی ﮐﺮدن ﯾﮏ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ داده در ﻗﻄﻌﺎت ﮐﻮﭼﮏ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﺎﻋﺚ اﻓﺖ ﮐﺎراﯾﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﺗﺎﺧﯿﺮ در اﺷﺘﺮاک داده ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻓﺎﮐﺘﻮر در ﻃﺮاﺣﯽ ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی دﯾﺪه ﺷﻮد.
داده ﯾﺎ ﺗﻮاﺑﻊ: ﺑﺴﯿﺎری از راهﺣﻠﻬﺎی ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی اﺟﺎزه ﻣﯽدﻫﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﮐﺎرﺑﺮدی، ﻧﻪ ﻓﻘﻂ داده ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻮاﺑﻌﺸﺎن را ﻫﻢ ﺑﻪ اﺷﺘﺮاک ﺑﮕﺬارﻧﺪ، ﺑﺨﺎﻃﺮ اﯾﻨﮑﻪ اﺷﺘﺮاک ﺗﻮاﺑﻊ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺗﺠﺮﯾﺪ ﺑﻬﺘﺮی ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﮐﺎرﺑﺮدی ﻓﺮاﻫﻢ ﮐﻨﺪ. اﮔﺮﭼﻪ ﻓﺮاﺧﻮاﻧﯽ ﺗﺎﺑﻌﯽ در ﯾﮏ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﮐﺎرﺑﺮدی راه دور ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﻓﺮاﺧﻮاﻧﯽ ﺗﺎﺑﻊ ﻣﺤﻠﯽ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺑﺮﺳﺪ، اﻣﺎ ﺗﺎ ﺣﺪودی ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ،واﯾﻦ ﺑﻪ روش ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی ﺑﺮﻣﯽﮔﺮدد.
ارﺗﺒﺎط راه دور: ﭘﺮدازش ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﺑﻪ ﺻﻮرت ﺳﻨﮑﺮون اﺳﺖ. ﭼﻮن ﻓﺮاﺧﻮاﻧﯽ ﯾﮏ زﯾﺮروال راه دور ﮐﻨﺪﺗﺮ از ﯾﮏ زﯾﺮروال ﻣﺤﻠﯽ اﺳﺖ، ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﯾﮏ روال ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﻣﻨﺘﻈﺮ زﯾﺮرواﻟﻬﺎی دﯾﮕﺮ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺗﺎ ﮐﺎﻣﻞ ﺷﻮد، در ﻋﻮض ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﺨﻮاﻫﺪ زﯾﺮواﻟﻬﺎ را ﺑﻪ ﺻﻮرت آﺳﻨﮑﺮون ﻓﺮاﺧﻮاﻧﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ. اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﺮ روی ﮐﺎراﯾﯽ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻣﺜﺒﺘﯽ ﻣﯽﮔﺬارد وﻟﯽ در ﻋﻮض ﻃﺮاﺣﯽ ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪﺳﺎزی را ﻣﺸﮑﻞ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﺪ.
ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ اﻃﻤﯿﻨﺎن: اﺗﺼﺎﻻت راه دور ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﮐﻨﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻠﮑﻪ از ﻧﻈﺮ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ اﻋﺘﻤﺎد ﻧﯿﺰ ﺿﻌﯿﻔﺘﺮ از ﯾﮏ ﻓﺮاﺧﻮاﻧﯽ ﺗﺎﺑﻊ ﻣﺤﻠﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ. وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ روال ﯾﮏ زﯾﺮروال را در ﯾﮏ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﮐﺎﺑﺮدی واﺣﺪ ﻓﺮاﺧﻮاﻧﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﻣﻄﻤﺌﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ آن زﯾﺮروال وﺟﻮد دارد. اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻟﺰوﻣﺎً وﻗﺘﯽ ﮐﻪ اﺗﺼﺎل راهدور ﺑﺮﻗﺮار ﻣﯽﺷﻮد، درﺳﺖ ﻧﯿﺴﺖ.(سیمونز43، 2007)

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید