2-1. اوضاع جهان اسلام در قرن چهارم ه. ق12
2-2. به قدرت رسیدن آل بویه13
2-3. اسامی امرای آل بویه و زمان امارت هر یک18
2-3-1. دیالمه فارس‏18
2-3-2. دیالمه عراق و خوزستان و کرمان‏18
2-3-3. دیالمه ری و اصفهان و همدان‏19
2-4. نسب آل بویه20
2-5. مذهب آل بویه22
2-6. علل پیشرفت آل بویه26
2-7. خدمات آل بویه28
2-8. خدمات امنیتی28
2-9. خدمات عمرانی و رفاهی28
2-10. خدمات علمی- فرهنگی33
2-11. سقوط آل بویه36
فصل سوم: جغرافیای تاریخی خوزستان37
3-1. جغرافیای تاریخی خوزستان39
3-2. اوضاع اجتماعی- اقتصادی41
3-2-1. زبان41
3-2-2. آئین42
3-2-3. وضعیت اقتصادی42
3-3. سابقه تاریخی شهرهای خوزستان44
3-3-1. عسکرمکرم44
3-3-2. دَوْرَق45
3-3-3. اهواز46
3-3-4. شوشتر48
3-3-5. جندی‌شاپور48
3-3-6. دزفول49
3-3-7. شوش49
3-3-8. رامهرمز51
3-3-9. ایذج51
3-3-10. ارّجان (بهبهان)52
3-3-11. آبادان54
فصل چهارم: خوزستان در عصر آل بویه55
4-1. خوزستان در دوره ایران پس از اسلام57
4-2. تسلط مرداویج بر اهواز60
4-3. دیالمه عراق و خوزستان‏62
4-3-1. معز‌‌الدوله ۳۳۴- ۳۵۶ ه.ق63
4-3-2. عز‌‌الدوله بختیار پسر معز‌‌الدوله (۳۵۶-۳۶۷ه.ق)64
4-3-3. عضد‌‌‌الدوله پسر رکن الدوله (۳۶۷-۳۷۲ه.ق)65
4-3-5. صمصام الدوله پسر عضد‌‌‌الدوله (۳۸۸ -۳۷۲ ه.ق)67
4-3-6. شرف‌الدوله ابو الفوارس شیرذیل پسر عضد‌‌‌الدوله (۳۷۲- ۳۷۹ ه.ق)67
4-3-7. بهاء‌الدوله پسر عضد‌‌‌الدوله ( ۳۷۹ – ۴۰۳ ه.ق )69
4-3-8. سلطان الدوله ابو شجاع پسر بهاء‌الدوله (۴۰۳- ۴۱۲ ه.ق)73
4-3-9. مشرف‌الدوله ابوعلی پسر بهاء‌الدوله (۴۱۲- ۴۱۶ ه.ق )74
4-3-10. ابو طاهر جلال‌الدوله پسر بهاء‌الدوله (۴۱۶-۴۳۵ ه.ق)75
4-3-11. ابوکالیجار مرزبان پسر سلطان الدوله (۴۳۵-۴۴۰ ه.ق)77
4-3-12. ملک الرحیم پسر ابوکالیجار (۴۴۰-۴۴۷ ه.ق)78
فصل پنجم: علمای خوزستان در عصر آل بویه82
5-1. سابقه تشیّع در خوزستان84
5-2. علمای خوزستان در قرن چهارم ه.ق90
5-2-1. حسین بن روح نوبختی ‏(قرن چهارم)90
5-2-2. عبدالله بن احمد بن موسی بن زیاد جوالیقی اهوازی (۲۱۶- ۳۰۶ ه.ق)91
5-2-3. محمد بن خلف بن حیّان بن صدقه الضبی، ابوبکر، (م ۳۰۶ ه.ق)92
5-2-4. احمد بن اسماعیل بن عبدالله ، ابوعلی اهوازی ( م ۳۳۰ ه.ق)92
5-2-5. علی بن محمد بن ابی الفهم ، معروف به قاضی تنوخی (۲۸۷ -۳۴۲ ه.ق)93
5-2-6. ابن عُقده، موسی بن هارون بن صلت اهوازی (۳۱۷ ه.ق )94
5-2-7. احمد بن محمد بن جعفر ابوعلی صولی ( زنده ۳۵۳ ه.ق)95
5-2-8. حسن بن عبدالرحمن بن خلّاد رامهرمزی، (م حدود ۳۶۰ ه.ق )95
5-2-9. حسن بن سعید بن جعفر بن فضل بن شاذان بصری(۲۶۹ -۳۷۱ ه.ق)96
5-2-10. حسن بن عبدالله بن سعید بن اسماعیل عسکری(۲۹۳ -۳۷۸ ه.ق)97
5-2-11. محسن بن علی بن محمد بن ابی الفهم ابوعلی تنوخی(۳۲۷ -۳۸۴ ه.ق)98
5-2-12. حسن بن عبدالله بن مهران ابوهلال عسکری(زنده در ۳۹۰ ه.ق)99
5-2-13. فارس بن سلیمان ابو شجاع ارّجانی( قرن چهارم)100
5-2-14. ابوعلی حسن بن علی بن ابراهیم بن شاهق اهوازی( ۳۶۲ – ۴۴۶ ه.ق )101
5-2-15. بندار ارّجانی(قرن چهارم)101
5-2-16. ابو عبدالله ارّجانی(قرن چهارم)102
نتیجه گیری103
فهرست منابع و مآخذ104
الف. منابع فارسی104

ب. منابع عربی109

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل اول:
کلیات تحقیق

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

مقدمه
آل بویه از مشهورترین خاندانهای شیعه ایرانی بودندکه از سال ۳۲۱ تا ۴۴۷ ه.ق حکومت کردند. بنیانگذاران این دولت، سه برادر به نامهای علی، حسن و احمد هستند که به شجاعت و جنگاوری معروف بودند. آنان با وحدت و همکاری بسیار زیاد و نیز با توجه به گرایش به تشیع، توانستند مرداویج را کنارگذاشته، ابتدا بر فارس و جنوب ایران و سپس بر ری، قم، اصفهان، کرمان و از شمال تا مرزهای قلمرو سامانیان تسلط پیدا کنند و پس از آن دامنه حکمرانی خود را به عراق توسعه دهند و خلافت عباسی را چنان در ید قدرت خود بگیرند که تنها اسم و رسمی از آن باقی بگذارند. آل بویه، خلیفه را بر اساس مصالح خود از خلافت عزل میکردند و حتی او را کور کرده یا میکشتند و خلیفه دیگری نصب میکردند؛ امری که در حکومتهای نیمه مستقل پیش از آنان هیچ سابقه نداشت. در نتیجه با قدرتی که داشتند، توانستند نقش مهمی در توسعه و گسترش تشیع در قرن چهارم و پنجم هجری قمری در این مناطق داشته باشند. دوره آل بویه دوره درخشش علمی و فرهنگی ایران و جهان اسلام است. این خاندان شیعی ایرانی نقش مهمی در حفظ و گسترش میراث حدیثی، فقهی و کلامی شیعه در ایران و عراق ایفاء کرد و به تحکیم پایه‌ها و مبانی تشیع امامیه و ترویج آن پرداخت. دانشمندان، متکلمان ، محدثان ، فقها و مفسران بزرگی چون شیخ طوسی، شیخ مفید، سید رضی، شیخ صدوق و…. در دوران حکومت آل بویه تربیت یافتند و با تشکیل جلسههای مناظره به شبهههای کلامی و فقهی پاسخ دادند. آنان پس از استقرار در شهرهای ری، اصفهان و شیراز به سوی بغداد، مرکز حکومت عباسی حرکت کردند و خلافت و شخص خلیفه را در اختیار گرفتند. حکومت آل بویه نقطه عطف سیاسی در روابط ایران و بغداد و آغازی بر ورود خلفای عباسی به دوره ضعف سیاسی و از دست دادن اقتدار معنوی و دنیوی است. تسلط آل بویه بر بغداد، ضعف خلفای عباسی را که از چندین دهه پیش آغاز شده بود،آشکار ساخت. آنها اختیارات معنوی و دنیوی را از خلفای عباسی سلب کردند بهطوری که پس از زوال این دولت نیز خلفا هیچگاه به جایگاه قدرتمند اولیه خود بازنگشتند. استان خوزستان از دیرباز سابقه زیادی در تشیع دارد. از صدر اسلام بعضی افراد شیعه در خوزستان زندگی میکردند و حضور این افراد، زمینهای برای گسترش تشیع در این استان بود. در طی قرون بعدی نیز به ویژه در دوره آل بویه که تشیع رونق فراوانی یافت، تعداد علمای شیعه در این استان افزایش یافته که با پرورش شاگردان فراوان، نقش مهمی در گسترش تشیع داشته اند.
1-1. تعریف مسأله
سرزمین خوزستان دارای تمدنی درخشان در تاریخ ایران میباشد که همواره به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی خود، یکی از مراکز مهم سیاسی و اقتصادی جهان به شمار میرفته است. در این سرزمین در طول تاریخ سلسله های فراوانی حکومت کرده اند. در قرن چهارم ه.ق معز‌‌الدوله احمد بن بویه، اهواز را تصرف کرد. وی و برادر زادهاش عضد‌‌‌الدوله که بعدها بر اهواز حکومت کرد، اقدامات فراوانی در خوزستان انجام دادند. در قرون مختلف علمای فراوانی در استان خوزستان زندگی میکردند. در اواسط قرن دوم و در زمان امام صادق علیه السلام برخی از افراد شیعه در خوزستان میزیستند. حضور این افراد زمینه ای برای گسترش مذهب تشیع در این استان بود. در این زمان، راویانی چون ابواسحاق ارّجانی زمینه ساز مذهب تشیع در این استان بودند. همچنین در زمان امام هادی علیه السلام، بزرگانی همچون محمد بن رجاء در این سرزمین به سر میبردهاند و نامههایی به امام هادی علیه السلام مینوشتهاند که نشان دهندهی رابطهی آنها با بزرگان مذهب تشیع میباشد.
در قرن سوم نیز برخی از شیعیان در اهواز و خوزستان به سر میبردند و حتی نقیبی جداگانه برای خود داشتند. از علمای اهوازی شیعه در این عصر میتوان از حسین بن سعید اهوازی، حسن بن سعید، علی بن مهزیار اهوازی و ابراهیم مهزیار اهوازی نام برد. چند تن از وکلای ائمه علیه السلام نیز اهل خوزستان بودند. همچنین حسین بن روح نوبختی نائب امام زمان عجل الله تعالی و فرجه الشریف اهوازی بود. در قرن چهارم نیز این علما با پرورش شاگردان و تدریس علوم دینی نقش مهمی در گسترش تشیع داشتهاند. هنگامی که آل بویه در ایران به قدرت رسیدند، مذهب شیعه نیز گسترش یافت. در این زمان بیش از نیمی از مردم اهواز شیعه بودند. آنها در گسترش مذهب تشیع تلاش زیادی نمودند.

1-2. سوالهای تحقیق
1-2-1. سوال اصلی تحقیق
۱- وضعیت تشیع در خوزستان در دوره آل بویه چگونه بود؟
1-2-2. سوالهای فرعی تحقیق
۲- دولت آل بویه تا چه حدی در گسترش تشیع در خوزستان نقش داشته است؟
۳- علمای خوزستان در رشد تشیع در دوره آل بویه چه نقشی داشته اند؟
1-3. ضرورت انجام تحقیق
نگاهی بیرونی به تاریخ تشیع نشان از وجود ادوار مختلف با فراز و نشیبهای فراوان در این مکتب دارد. در مقاطعی از تاریخ، تشیع در افول و فشار بوده و برخی مقاطع نیز دوران اوج تشیع به شمار میآیند. به طور طبیعی وجود دولتهای شیعی در به اوج رساندن مذهب شیعه نقشی انکار ناپذیر داشته است که رشد و تعالی علمی و اجتماعی مذهب تشیع در برخی ادوار نتیجه وجود دولتهای مقتدر شیعی بوده است. ظهور آل بویه و به قدرت رسیدن آنها در جهان اسلام را میتوان از جمله مقاطع اوج تشیع دانست.
در مورد وضعیت تشیع در خوزستان در این دوره، تحقیقات کمتری انجام شده است و بررسی این مسأله ضروری به نظر میرسد. با وجود پژوهشهای انجام شده توسط محققین برجسته، خلاء تاریخی این دوره همچنان باقی است و با توجه به رشد و اعتلای علوم، ضرورت ارائه پژوهشی نو و عمیق احساس میشود که موجب ایجاد انگیزه و هدف جهت تدوین این رساله گردیده است. همچنین برای اینکه تاریخ تشیع به خصوص در این دوره تکامل پیدا کند و برگی بر صفحات تاریخ افزوده شود، بررسی این موضوع ضرورت دارد. یکی دیگر از دلایل اهمیت این موضوع در این است که تعدادی از علمای بنام شیعه از خوزستان برخاسته اند و شماری از امامزادگان و نایبان امامان معصوم نیز به این استان مهاجرت کردهاند. به این دلیل شناخت و بررسی روند تشیع در این استان به عنوان یکی از مراکز اصلی تشیع میتواند قسمتی از تاریخ تشیع در ایران را روشن کرده و زمینهای مساعد برای مطالعات بعدی در این باب فراهم آورد.
توجه‌ به‌ دولت‌های‌ مستقل‌ اسلامی‌ در قرن‌ چهارم‌، نشان‌ میدهد که‌ تشیع‌ در این‌قرن‌، شانس‌ بزرگی‌ در تسلط‌ بر تمامی‌ جهان‌ اسلام‌ داشته‌ است‌. به‌ همین‌ دلیل‌، این‌ قرن‌ را قرن‌ پیروزی‌ شیعه‌ نام‌گذاری‌ کرده‌اند. قدرت‌ شیعه‌ در قرن‌ چهارم‌ اعجاب‌آور است‌. از یک‌ سوی‌ فاطمیان‌ بر شمال‌ آفریقا و مصر حکومت میکردند. از سوی‌ دیگر، حمدانیان‌ در شمال‌ و شمال‌ غرب‌ عراق تا حلب‌ و احیانا دمشق‌، حاکمیت‌ داشتند. آل‌ بویه‌ بر عراق و بخش‌های‌ وسیعی‌ از ایران‌ حکومت ‌می‌کردند. یمن‌ نیز در اختیار امامان‌ زیدی‌ بود. بنابراین‌ اتحاد آنها می‌توانست‌ جهان ‌اسلام‌ را به‌طور کامل‌ در اختیار این‌ مذهب‌ قرار دهد.
1-4. تعریف مفاهیم
1-4-1. تعریف لغوی و اصطلاحی شیعه
برای تعریف واژه تشیع به ناچار باید ابتدا واژه شیعه را در لغت و اصطلاح تعریف کنیم. واژه‏شناسان براى واژه شیعه معانى همسویى نظیر فرقه، حزب، گروه، امّت، پیروان، یاران، هواداران، همراهان، همکاران، دوستان، اشاعه‏کنندگان و تقویت‏کنندگان، کرده‏اند. این واژه اگرچه مفرد و جمع آن «شیع» و «اشیاع» است، اما کاربرد آن نسبت به تثنیه و جمع و مفرد و مذکر نیز یکسان است.1 در فرهنگ‏هاى لغت، واژه‏ى شیعه به متابعت و پیروى از فرد یا افرادى از دیگرى و نصرت و یارى دادن فردى، و نیز توافق و هماهنگى در قول یا فعلى معنا شده است. شیعه گروهى‏اند که بر امرى اجتماع مى‏کنند. هر گروهى که یک امر را برگزیده‏اند و برخى از آنان از برخى دیگر پیروى مى‏کند آنان شیعیان‏اند. ابنخلدون مى‏گوید: « شیعه در لغت عبارت است از یاران و پیروان و در عرف فقها و متکلمان گذشته و حال، به پیروان على و فرزندانش اطلاق مى‏شود».2 که جمله دوم در واقع معنای اصطلاحی آن است. سخنان دیگرى از فرهنگنگاران همه به یک معنى اشاره دارد. نتیجه این که شیعه جماعتى است که پیرو رییس خود هستند، اندیشه‏اى واحد دارند و در سایه این فکر مشترک، با هم یارى و همکارى دارند. این، معناى لغوى شیعه است، امّا در اینجا معناى دوم، یعنى آنچه میان عالمان مصطلح است مهم است.
شیعه در اصطلاح، بر یاران و پیروان حضرت على علیه السلام اطلاق مى‏شود.شیعه کسانی هستند که از علی علیه السلام پیروی کرده و چه از روی نص جلی یا خفی قایل به امامت ایشان پس از پیامبر شدند و گویند که امامت از خاندان او بیرون نخواهد رفت.3 این واژه در منابع شیعى بیش از یک مفهوم ندارد و آن اعتقاد به امامت بلافصل امیر المؤمنین علیه السلام به دلیل این‏که او افضل از دیگر صحابه بود و نیز پیامبر اکرم صل علیه و آله وسلم او را به جانشینى خود برگزیده بود و اعتقاد به این که امامت در فرزندان او از نسل فاطمه زهرا علیه السلام استمرار خواهد یافت و کسى جز آنان از چنین حقّى برخوردار نیستند. ائمه اطهار علیه السلام منتسبان به فرقه‏هاى باطل را خارج از جرگه شیعه مى‏دانستند؛ ولى دانشمندان و رجال‏نویسان اهل سنت، شیعه را به معنایى گسترده‏تر از این به کار برده‏اند و به تمام فرقه‏هایى که از پیکره شیعه منشعب شده‏اند و نیز به دوستداران خاندان رسالت اطلاق کرده‏اند.
البته در قرن دوم و سوم بعد از شیعیان امامى بیشترین تعداد شیعه را زیدیان تشکیل مى‏دادند. ابن خلدون نیز گفته است: «شیعه در اصطلاح قدما و متأخران از فقها و متکلّمان بر پیروان على علیه السلام و فرزندان او اطلاق مى‏شود. به اعتقاد آنان امامت از ارکان دین است و على علیه السلام توسط پیامبر صل علیه و آله و سلم به امامت پس از او نصب گردیده است».4 مقصود از مقدّم داشتن على علیه السلام بر دیگر صحابه همان اعتقاد به امامت بلافصل آن حضرت است. در این کاربرد، اعتقاد به امامت بلافصل على علیه السلام و منصوص و منصوب بودن امامت آن حضرت و این‏که امامت در فرزندان او از نسل فاطمه‏ى زهرا علیها السّلام استمرار خواهد داشت محور و اساس بهشمار مى‏رود.5 بنابراین شیعه در لغت به معناى پیروان و یاران شخص یا اشخاص معینى است، اما اگر کلمهی شیعه بدون قید و به صورت مطلق استعمال شود، بر دوست‏دار اهل‏بیت علیه السلام و یا به کسانى اطلاق مى‏گردد که به امامت ایشان معتقدند. از آنجا که عده‏اى از مسلمانان به ولایت حضرت على علیه السلام و به پیروى از مکتب ایشان اعتقاد داشتند، آنها را شیعه امام على علیه السلام میخواندند که بعدها در اثر کاربرد بسیار، مضاف ‏الیه – على علیه السلام – را از آخر آن حذف کردند و به شیعه معروف شدند.
1-4-2. تعریف لغوی و اصطلاحی تشیّع
واژهی «تشیّع» از این ریشه و مصدر باب تفعّل و از نظر لغوی، به معنای یاری کردن و پیروی نمودن جماعتی از یک شخص خاص است. به هر تقدیر، محور واژه «شیعه» و «تشیّع» گرد معانی نزدیک به هم، همچون پیروی، یاوری، هم رأیی، دوستی و اجتماع بر امری خاص می‌باشد. بنابر اذعان بیشتر واژه‏شناسان و فرقه‏نگاران، «شیعه» در اصطلاح و کاربرد تاریخى، عنوانى غالب و جاافتاده براى دوست‏داران و پیروان امام على علیه السّلام و اهل بیت وى بوده است.6
تشیّع در لغت به معنای دعوی مذهب شیعه کردن، خود را شیعه نمودن است. معنای لغوی آن، پیروی کردن میباشد و معنی اصطلاحی آن مذهب شیعه داشتن است. از نظر اصطلاحی تشیّع، عبارت است از اعتقاد به استمرار رهبرى اسلامى در قالب «وصایت» براى امام على علیه السلام و خاندان او. این، اساس و روح تشیّع است. این تفکر، به دست مبارک پیامبر صل الله علیه و آله در حال حیاتش پى نهاده شد، گروهى از مهاجران و انصار نیز در زمان پیامبر صل الله علیه و آله آن را پذیرفتند و پس از رحلت آن حضرت نیز بر همان عقیده باقى ماندند. گروهى دیگر از تابعین هم به آنان اقتدا کردند و اعتقاد به این اصل، از همان زمان‏هاى گذشته تا کنون تداوم یافته است. بنابراین، تشیع تاریخى جز تاریخ اسلام و مبدأیى جز آغاز ظهور اسلام ندارد و اسلام و تشیع دو سوى یک حقیقت‏اند و دو همزادند که با هم به دنیا آمده‏اند.7 در واقع این مفهوم اشاره دارد به مسلمانی که احکام دینی و معارف خود را پس از پیامبر اکرم صل علیه و آله و سلم از خاندان آن حضرت یعنی اهل بیت علیه السلام اخذ میکند.کانون مرکزی تشیّع، مرجعیت هدایت دین پس از پیامبر است. اهل تسنن آن هدایت را از صحابیان پیامبر میپذیرند اما شیعه آن را به اهل بیت محدود میداند.
1-4-3. تعریف لغوی و اصطلاحی واژه خوزستان
درباره واژه خوزستان ، معانی و تعابیر فراوانی وجود دارد که قدمت و دیرینگی این خطه را آشکار میسازد.8 برخی کلمه خوز را نام قبیله ای میدانندکه در این منطقه ساکن بوده است. از سوی دیگر خوز را به معنی شکر و نیشکر نیز معنا میکنند. زیرا خاک حاصلخیز و بارور خوزستان، استعداد ویژه ای برای رشد این گیاه، داشته و آنجا بهترین محصول نیشکر را به دست میداده است. کلمهی خوزستان به معنى کشور خوزهاست. و خوز را به صورتهاى «هوز» و «حوز» نیز مى‏نوشتند. جمع هوز در زبان عربى اهواز است که نام مرکز استان خوزستان است.9
معنای اصطلاحی آن همان حد و مرزهایی است که در قرن چهارم وجود داشته است. ابن حوقل در این قرن آن را بدین گونه توصیف میکند: «حد شرقی آن فارس و اصفهان است و میان خوزستان و حد فارس از سوی اصفهان رود طاب جاری است و تا نزدیکی مهروبان مرز آن را تشکیل میدهد و بر این رودخانه روستایی بزرگ و ناحیه ای پهناور است و این رود عمیق و بزرگ میباشد و پلی چوبین معلق در هوا دارد و فاصله آن تا آب ده ذراع و گذرگاه کاروانیان و عابران است. آنگاه رود طاب مرز میان دورق و مهروبان میگردد تا آنکه به دریا میریزد. غرب خوزستان روستای واسط و توابع آن و نیز دورالراسبی است. اما شمال آن حد صیمره و کرج و لور (لرستان) است تا آنکه به حدود جبال از سوی اصفهان میپیوندد و به گفته برخی لرستان و توابع آن جزء خوزستان بوده است و سپس جزء جبال گردیده است. مرز خوزستان از سوی فارس و اصفهان و حدود جبال از سوی واسط به صورت مخروط در می آید و در تربیع از طرف مقابل تنگ میشود و همچنین از ناحیه جنوب و نیز از ناحیه عبادان به سوی دریا تا فارس نیم دایره ای است و این حد از مغرب آغاز و به سوی دجله کشیده میشود تا آنکه از « بیاده» میگذرد. آنگاه از پشت « مفتح» و «مذار» پیچیده و به روستای واسط که از همانجا آغاز گردیده بود میپیوندد.»10
1-4-5. تعریف لغوی و اصطلاحی آل بویه
کلمه بویه یک واژه فارسی است و ضم اول و سکون واو و فتح یاء بر وزن مویه تلفظ میشود و به معنی امید و آرزو است. این واژه در تلفظ عربی ، معمولا به ضم باء و فتح واو و سکون یاء دو نقطه که در زیر قرار گرفته و پس از واو است میباشد.11 آل بویه، سلسله ای ایرانی نژاد و شیعی مذهب، منسوب به ابو شجاع بویه که میان سالهای۴۴۷–۳۲۱ ه.ق بر بخش بزرگی از ایران و عراق فرمان راندند.
1-5. پیشینه تحقیق
پژوهشهای زیادی در مورد دو سده سوم و چهارم انجام شده است. بهطور کلی میتوان این پژوهشها را به دو دسته تقسیم کرد:
۱. آثاری که در مورد حکومتها و یا تمدن اسلامی نگاشته شدهاند و به آل بویه بهعنوان حکومت اسلامی پرداختهاند. از این دسته آثار میتوان به کتاب تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری از آدام متز و تاریخ سیاسی اسلام حسن ابراهیم حسن اشاره کرد. این دسته از آثار به دلیل ماهیت فراگیری و کلیبودنشان به طور پراکنده به مسایل دوره آل بویه پرداختهاند.
۲. آثاری که بهطور ویژه حکومت آل بویه در آنها مورد بررسی قرار گرفته است. این دسته خود به دو گروه قابل تقسیم هستند:
الف) آثاری که تنها به یکی از جنبههای حکومت آل بویه پرداختهاند. مانند،« اوضاع اجتماعی در دوره آل بویه؛ وفادارى و رهبرى در جامعه اسلامى» از پرویز متحده روی .
ب) آثاری که به کل حکومت آل بویه پرداخته اند. مانند کتاب «آل بویه و اوضاع زمان ایشان» از علی اصغر فقیهی و «دیلمیان در گستره تاریخ» از پروین ترکمنی آذر.
در مورد تشیع در ایران کتاب «تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن هفت هجری» به چاپ رسیده است. این کتاب را رسول جعفریان در سه جلد تألیف کرده است که توسط سازمان تبلیغات اسلامی در سال ۱۳۶۸ انتشار یافته است. نویسنده در این کتاب، تاریخ تشیع ایران را از ابتدا تا قرن دهم هجری بررسی کرده است. همچنین به رسمیت یافتن تشیع در ایران در دوره صفوی و دشواریهای آن پرداخته است. تاریخ تشیع در ایران نیز کتاب دیگری از این نویسنده میباشد که نویسنده در آن چگونگی گسترش تشیع در ایران را نشان داده است و به همین دلیل، نوعی سبک توسعه جغرافیایی- ادواری مورد استفاده قرار گرفته است. در مورد تاریخ خوزستان نیز کتابهایی به چاپ رسیده است. مانند «خوزستان و تمدن دیرینه آن» از ایرج افشار سیستانی «کتاب تاریخ پانصد ساله خوزستان» نوشته عبدالنبی قیّم. همچنین کتاب «تاریخ خوزستان از هزاره سوم قبل از میلاد تا دوران حکومت آل بویه و خوارزمیان» نوشته جواد الهایی سحر. این کتاب مروری است بر تاریخ خوزستان از هزاره سوم قبل از میلاد تا دوران حکومت خوارزمشاهیان. در این نوشتار نخست تاریخ خوزستان در قبل از ظهور اسلام و سپس پس از آن مورد بحث قرار گرفته است. نگارنده ابتدا اوضاع مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خوزستان را در زمان حکومت هخامنشان، اشکانیان و ساسانیان در قبل از اسلام مورد مطالعه قرار داده و سپس اوضاع مردم این منطقه را در زمان فتوحات اسلامی و جنگ اعراب و ایرانیان بررسی می‏نماید. وی حمله مسلمانان به خوزستان و فتح اهواز و حوادث پیرامون آنها را شرح نموده و پس از آن تصرف اهواز توسط دیلمیان و اوضاع خوزستان در زمان حکومت آل بویه را بیان کرده است. اما به طور کلی درباره موضوع تاریخ تشیع در خوزستان در دوره آل بویه اثر مستقلی به چاپ نرسیده است.
1-6. هدفهای تحقیق
1-6-1. هدف اصلی:
بررسی وضعیت تشیع در استان خوزستان در دوره آل بویه.
1-6-2. اهداف فرعی:
1- آشنایی با تاریخ تشیع خوزستان در این دوره.
2- بررسی نقش آل بویه در گسترش تشیع در خوزستان.
1-7. روش پژوهش
روش پژوهش به صورت کتابخانه ای و توصیفی میباشد.

فصل دوم:
معرفی آل بویه

تشیّع در قرن چهارم هجرى، در شرق و غرب و تمام نقاط جهان اسلام رواج یافته و در اوج رشد و گسترش خود بود؛ به طوری که قبل و بعد از آن هیچ‏گاه از چنین گسترشى برخوردار نبوده ‏است. وجود دولتهای شیعی در به اوج رساندن این مذهب نقشی انکارناپذیر داشته است. اگرچه دولت‏هاى شیعى در ترویج تشیع کوشیدند و یا دست‏کم زمینه‏اى را براى ترویج اندیشه‏هاى شیعى فراهم آوردند، ولی هیچ کدام مانند دولت آل ‏بویه به این امر توفیق نیافتند. ظهور آل بویه و به قدرت رسیدن آنها در جهان اسلام را میتوان از جمله مقاطع اوج تشیع دانست. نام این سلسله از «بویه» پدر سه برادری که آن را بنیان گذاشتند، گرفته شده است. پسر بزرگ «علی» نام داشت، پسر دوم «حسن» و سومی «احمد» که بعدها از طرف خلیفه آن زمان القاب «عماد الدوله» ، «رکن‌الدوله» و «معز‌‌الدوله»، به ترتیب به آنها اعطا شد. این سه پسر پس از تحمل سختی های زیاد و با کوشش فراوانی که به کار بردند، به پیشرفت فوق العاده ای دست یافتند.
آغاز حکومت آنها سال ۳۲۱ هجری قمری بود. مورخان‌ و محققان‌ تاریخ‌ و فرهنگ‌ ایرانی‌ این‌ سلسله‌ را یکی‌ از افتخارات‌ بزرگ‌ ایران‌ زمین‌ دانسته‌اند. چرا که‌ آنان‌ علاوه‌ بر تشکیل‌ حکومت بر بخش‌هایی‌ از ایران‌، اولین خاندان ایرانى هستند که توانستند بر خلفاى بغداد تسلط پیدا کنند. ایشان خلفایى را که بازیچه‏اى بیش در دست ایشان نبودند برداشته و خلیفه‏اى دیگر به ‏جاى آن مى‏گماشتند. به‌ ترویج‌ و نشر تشیع‌ پرداختند و مراسم‌ عزاداری‌ و سوگواری‌ محرم‌ و سایر مناسبت ‌ها و مراسم‌ اسلامی‌ را در مناطق‌ تحت‌ حاکمیت‌ خود و حتی‌ بغداد برگزار کردند که‌ این‌ سنت‌ها پس‌ از فروپاشی‌ آنها نیز سالهای‌ دراز پا بر جای‌ ماند. شاهان‌ آل‌ بویه‌ شاهانی‌ با انصاف‌، علم‌ پرور، اهل‌ تسامح‌ و تساهل‌ در امور دینی‌ و آباد کردن‌ مناطق‌ تحت‌ حاکمیت‌ خود بودند. آنان‌ در بسیاری‌ از شهرها و روستاهای‌ ایران‌ و همچنین‌ بغداد به‌ ترویج‌ کشاورزی‌، احداث‌ سدها و قنات‌ها، بیمارستان‌، کتابخانه‌ها و مراکز آموزشی‌ پرداختند و یادگارهای‌ آنان‌ هنوز در بعضی‌ از نقاط ایران‌ به‌ چشم‌ می‌خورد. برای تسلط بیشتر بر اوضاع قلمرو خلافت و ترویج تشیع، اقدامات اجتماعی و فرهنگی در خور توجهی انجام دادند. بزرگ‌ترین‌ پادشاه‌ این‌ سلسله‌ عضدالدوله‌ دیلمی‌ پسر حسن‌ بود که‌ بر شیراز حکومت‌ یافت‌ و قلمرو دولت‌ آل‌ بویه‌ را از دریای‌ خزر تا عمان‌ و از دشت‌ کرمان‌ تا آن‌ سوی‌ فرات‌ گسترش‌ داد. در زمان‌ این‌ پادشاه‌ قدرتمند طبرستان‌، گیلان‌ و سیستان‌ نیز از وی‌ اطاعت‌ می‌کردند. سه‌ شعبه‌ اصلی‌ این‌ دولت‌ عبارت‌ بودند از: دیالمه‌ فارس‌ جانشینان‌ علی‌ (عمادالدوله‌)، دیالمه‌ عراق‌ و کرمان‌ و خوزستان‌ جانشینان‌ احمد (معزالدوله‌) و دیالمه‌ ری‌ و همدان‌ و اصفهان‌ جانشینان‌ حسن‌ (رکن‌الدوله). چند پارگی‌ آنها، وجود اختلافات‌ درونی‌ و تلاش‌ شاهزادگان‌ و سرداران‌ برای‌ به‌ قدرت‌ رساندن‌ خود در نهایت‌ موجب‌ ضعف‌ و شکست این‌ دولت شد. سرانجام این سلسله در سال ۴۴۷ ه.ق به دست سلجوقیان از میان رفتند.
2-1. اوضاع جهان اسلام در قرن چهارم ه. ق
در ابتدا مختصری درباره اوضاع سیاسی جهان اسلام در قرن چهارم ه. ق مقارن با پیدایش دولت آل بویه می پردازیم تا با چگونگی اوضاع و شرایط آن برهه از زمان بیشتر آشنا شده و دلایل تشکیل این دولت را بهتر دریابیم.
تشیّع‏ در قرن‏ چهارم‏ هجرى، در شرق و غرب و تمام نقاط جهان اسلام رواج یافته و در اوج رشد و گسترش خود بود؛ به طوری که قبل و بعد از آن هیچ‏گاه از چنین گسترشى برخوردار نبوده‏ است. فهرستى که مقدسى از شهرهاى شیعه‏نشین، در سرزمین‏هاى اسلامى در این قرن ارائه داده، نشان‏دهنده این مطلب است. به گفته ی مقدسی، مملکت اسلام از شرق به کاشغر و از غرب تا سوس امتداد داشته و ده ماه راه بوده است.12 اما به نظر ابن حوقل مملکت اسلام از شرق به کشور هند و از غرب به سرزمین سیاهان سواحل اقیانوس اطلس و از شمال به بلاد روم و ارمنستان و آلان و اران و خزر و سرزمینهای بلغار و اسلاو و ترکستان و چین و از جنوب به خلیج فارس محدود میشد.13 تشیّع‏ در به دست گرفتن حکومت نیز به پویایى خود ادامه داد و به رغم سرکوبهاى شدید توسط خلفا، حکومتهاى شیعى مستقل یکى پس از دیگرى تشکیل شدند؛ در آن زمان به اندازه‏اى زمینه براى کوشش شیعیان هموار بوده که بیشتر سرزمینهای اسلامى زیر سلطه حاکمان شیعى بوده‏اند؛ در آغاز این قرن بودکه ناصر اطروش پس از سال‏ها تبلیغ که در شمال ایران به عمل آورد، به ناحیه طبرستان استیلا یافت و حکومتی تأسیس کرد که تا چند نسل ادامه داشت.14 پیش از اطروش نیز حسن بن زید علوى سالها در طبرستان حکومت کرده بود.15 ادریسیان در مغرب، زیدیان در یمن و علویان در شمال ایران، فاطمیان در مصر ، حمدانیان در شمال عراق و سوریه و در ایران و عراق آل بویه زمام قدرت را در دست داشتند. همه اینها مقدمه‏اى شد براى قرن‏ چهارم‏ و پنجم هجرى که دو حکومت مقتدر شیعى یعنى آل بویه در شرق عالم اسلامى آن روز و فاطمیان در غرب حاکمیت را در دست گرفتند. اوج شکوفایى تمدن اسلامى نیز در همین دو قرن به چشم مى‏خورد.16 پس از اینکه دولت آل بویه قدرت گرفت و توانست بر خلافت چیره شود، از خلافت جز اسمى باقی نماند. امیر الامراء تمام کارها را اداره مى‏کرد. اموال مستقیما به خزانه آنها حمل مى‏شد و آنها به هر نحوى که میخواستند آن را مصرف مى‏کردند و به خلیفه هم حقوق مى‏دادند.17

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید